شَحَریت

Birchot HaShachar

בָּרוּךְ אַתָּה ה' אֱלהֵינוּ מֶלֶךְ הָעולָם. אֲשֶׁר נָתַן לַשּכְוִי בִינָה לְהַבְחִין בֵּין יום וּבֵין לָיְלָה.

متبارک هستی تو، ای خداوند خدای ما، پادشاه جهان، که به خروس فهم بخشید تا میان روز و شب تمیز دهد.

בָּרוּךְ אַתָּה ה' אֱלהֵינוּ מֶלֶךְ הָעולָם. שֶׁלּא עָשנִי גּוי.

متبارک هستی تو، ای خداوند خدای ما، پادشاه جهان، که مرا غیریهودی نساخت.

בָּרוּךְ אַתָּה ה' אֱלהֵינוּ מֶלֶךְ הָעולָם. שֶׁלּא עָשנִי עָבֶד.

متبارک هستی تو، ای خداوند خدای ما، پادشاه جهان، که مرا برده نساخت.

בָּרוּךְ אַתָּה ה' אֱלֹהֵינוּ מֶלֶךְ הָעוֹלָם, גברים אומרים: שֶׁלֹּא עָשַׂנִי אשָּׁה נשים אומרות: שֶׁעָשַׂנִי כִּרְצוֹנוֹ.

متبارک هستی تو، ای خداوند خدای ما، پادشاه جهان؛ مردان می گویند: که مرا زن نساخت؛ زنان می گویند: که مرا بر وفق خواست خود ساخت.

בָּרוּךְ אַתָּה ה' אֱלהֵינוּ מֶלֶךְ הָעולָם. פּוקֵחַ עִוְרִים.

متبارک هستی تو، ای خداوند خدای ما، پادشاه جهان، که به نابینایان بینایی می بخشد.

בָּרוּךְ אַתָּה ה' אֱלהֵינוּ מֶלֶךְ הָעולָם. מַלְבִּישׁ עֲרֻמִּים.

متبارک هستی تو، ای خداوند خدای ما، پادشاه جهان، که برهنگان را می پوشاند.

בָּרוּךְ אַתָּה ה' אֱלהֵינוּ מֶלֶךְ הָעולָם. מַתִּיר אֲסוּרִים.

متبارک هستی تو، ای خداوند خدای ما، پادشاه جهان، که بستگان را رها می کند.

בָּרוּךְ אַתָּה ה' אֱלהֵינוּ מֶלֶךְ הָעולָם. זוקֵף כְּפוּפִים.

متبارک هستی تو، ای خداوند خدای ما، پادشاه جهان، که خمیدگان را راست می کند.

בָּרוּךְ אַתָּה ה' אֱלהֵינוּ מֶלֶךְ הָעולָם. רוקַע הָאָרֶץ עַל הַמָּיִם.

متبارک هستی تو، ای خداوند خدای ما، پادشاه جهان، که زمین را بر آب ها می گستراند.

בָּרוּךְ אַתָּה ה' אֱלהֵינוּ מֶלֶךְ הָעולָם. שֶׁעָשה לִּי כָּל צָרְכִּי.

متبارک هستی تو، ای خداوند خدای ما، پادشاه جهان، که همه نیازهای مرا برای من فراهم آورده است.

בָּרוּךְ אַתָּה ה' אֱלהֵינוּ מֶלֶךְ הָעולָם. הַמֵּכִין מִצְעֲדֵי גָבֶר.

متبارک هستی تو، ای خداوند خدای ما، پادشاه جهان، که گام های انسان را راهنمایی می کند.

בָּרוּךְ אַתָּה ה' אֱלהֵינוּ מֶלֶךְ הָעולָם. אוזֵר יִשרָאֵל בִּגְבוּרָה.

متبارک هستی تو، ای خداوند خدای ما، پادشاه جهان، که اسرائیل را به نیرو کمر می بندد.

בָּרוּךְ אַתָּה ה' אֱלהֵינוּ מֶלֶךְ הָעולָם. עוטֵר יִשרָאֵל בְּתִפְאָרָה.

متبارک هستی تو، خداوند خدای ما، پادشاه جهان، که اسرائیل را با شکوه تاج میبخشد.

בָּרוּךְ אַתָּה ה' אֱלהֵינוּ מֶלֶךְ הָעולָם. הַנּותֵן לַיָּעֵף כּחַ.

متبارک هستی تو، خداوند خدای ما، پادشاه جهان، که به خستگان نیرو میبخشد.

בָּרוּךְ אַתָּה ה' אֱלהֵינוּ מֶלֶךְ הָעולָם. הַמַּעֲבִיר שֵׁנָה מֵעֵינַי וּתְנוּמָה מֵעַפְעַפָּי.

متبارک هستی تو، خداوند خدای ما، پادشاه جهان، که خواب را از چشمانم و چرت را از پلکهایم برمیگیرد.

וִיהִי רָצון מִלְּפָנֶיךָ ה' אֱלהֵינוּ וֵאלהֵי אֲבותֵינוּ שֶׁתַּרְגִּילֵנוּ בְּתורָתֶךָ. וְדַבְּקֵנוּ בְּמִצְותֶיךָ. וְאַל תְּבִיאֵנוּ לא לִידֵי חֵטְא. וְלא לִידֵי עֲבֵרָה וְעָון. וְלא לִידֵי נִסָּיון. וְלא לִידֵי בִזָּיון. וְאַל תַּשְׁלֶט בָּנוּ יֵצֶר הָרָע. וְהַרְחִיקֵנוּ מֵאָדָם רָע וּמֵחָבֵר רָע. וְדַבְּקֵנוּ בְּיֵצֶר הַטוב וּבְמַעֲשים טובִים. וְכף אֶת יִצְרֵנוּ לְהִשְׁתַּעְבֶּד לָךְ. וּתְנֵנוּ הַיּום וּבְכָל יום לְחֵן וּלְחֶסֶד וּלְרַחֲמִים בְּעֵינֶיךָ וּבְעֵינֵי כָל רואֵינוּ. וְתִגְמְלֵנוּ חֲסָדִים טובִים. בָּרוּךְ אַתָּה ה' הַגּומֵל חֲסָדִים טובִים לְעַמּו יִשרָאֵל.

و باشد که رضای تو این باشد، خداوند خدای ما و خدای پدران ما، که ما را به تورات خود خو دهی و ما را به فرمانهای خود بپیوندی. ما را به گناه میاور، و نه به نافرمانی، و نه به وسوسه، و نه به ننگ. مگذار که میل بد بر ما چیره شود. ما را از شخص بد و همراه بد دور بدار. ما را به میل نیک و به کردارهای نیک بپیوند، و امیال ما را وادار کن که تسلیم تو باشند. امروز و هر روز به ما در چشمان خود و در چشمان همه کسانی که ما را میبینند لطف و مهربانی و رحمت عطا فرما، و بر ما مهربانیهای نیکو ارزانی دار. متبارک هستی تو، خداوند، که بر قوم خود اسرائیل مهربانی نیکو ارزانی میدارد.

יְהִי רָצון מִלְּפָנֶיךָ ה' אֱלהַי וֵאלהֵי אֲבותַי שֶׁתַּצִּילֵנִי הַיּום וּבְכָל יום מֵעַזֵּי פָנִים וּמֵעַזּוּת פָּנִים. מֵאָדָם רָע. וּמֵחָבֵר רָע. וּמִשָּׁכֵן רָע. וּמִפֶּגַע רָע. וּמִשּטָן הַמַּשְׁחִית. מִדִּין קָשֶׁה וּמִבַּעַל דִּין קָשֶׁה. בֵּין שֶׁהוּא בֶן בְּרִית וּבֵין שֶׁאֵינו בֶן בְּרִית.

باشد که رضای تو این باشد، خداوند خدای من و خدای پدران من، که مرا امروز و هر روز از مردمان گستاخ و از گستاخی، از شخص بد، از همراه بد، از همسایه شرور، از بدبختی، از مدعی نابودکننده، از دادخواست سخت و از دادخواه سخت رهایی بخشی، خواه او از اهل عهد باشد یا نباشد.

וַיְהִי אַחַר הַדְּבָרִים הָאֵלֶּה וְהָאֱלהִים נִסָּה אֶת אַבְרָהָם וַיּאמֶר אֵלָיו אַבְרָהָם וַיּאמֶר הִנֵּנִי. וַיּאמֶר קַח נָא אֶת בִּנְךָ אֶת יְחִידְךָ אֲשֶׁר אָהַבְתָּ אֶת יִצְחָק וְלֶךְ לְךָ אֶל אֶרֶץ הַמּרִיָּה וְהַעֲלֵהוּ שָׁם לְעלָה עַל אַחַד הֶהָרִים אֲשֶׁר אמַר אֵלֶיךָ. וַיַּשְׁכֵּם אַבְרָהָם בַּבּקֶר וַיַּחֲבשׁ אֶת חֲמרו וַיִּקַּח אֶת שְׁנֵי נְעָרָיו אִתּו וְאֵת יִצְחָק בְּנו וַיְבַקַּע עֲצֵי עלָה וַיָּקָם וַיֵּלֶךְ אֶל הַמָּקום אֲשֶׁר אָמַר לו הָאֱלהִים. בַּיּום הַשְּׁלִישִׁי וַיִּשּא אַבְרָהָם אֶת עֵינָיו וַיַּרְא אֶת הַמָּקום מֵרָחוק. וַיּאמֶר אַבְרָהָם אֶל נְעָרָיו שְׁבוּ לָכֶם פּה עִם הַחֲמור וַאֲנִי וְהַנַּעַר נֵלְכָה עַד כּה וְנִשְׁתַּחֲוֶה וְנָשׁוּבָה אֲלֵיכֶם. וַיִּקַּח אַבְרָהָם אֶת עֲצֵי הָעלָה וַיָּשם עַל יִצְחָק בְּנו וַיִּקַּח בְּיָדו אֶת הָאֵשׁ וְאֶת הַמַּאֲכֶלֶת וַיֵּלְכוּ שְׁנֵיהֶם יַחְדָּו. וַיּאמֶר יִצְחָק אֶל אַבְרָהָם אָבִיו וַיּאמֶר אָבִי וַיּאמֶר הִנֶּנִּי בְנִי וַיּאמֶר הִנֵּה הָאֵשׁ וְהָעֵצִים וְאַיֵּה הַשּה לְעלָה. וַיּאמֶר אַבְרָהָם אֱלהִים יִרְאֶה לּו הַשּה לְעלָה בְּנִי וַיֵּלְכוּ שְׁנֵיהֶם יַחְדָּו. וַיָּבאוּ אֶל הַמָּקום אֲשֶׁר אָמַר לו הָאֱלהִים וַיִּבֶן שָׁם אַבְרָהָם אֶת הַמִּזְבֵּחַ וַיַּעֲרךְ אֶת הָעֵצִים וַיַּעֲקד אֶת יִצְחָק בְּנו וַיָּשם אתו עַל הַמִּזְבֵּחַ מִמַּעַל לָעֵצִים. וַיִּשְׁלַח אַבְרָהָם אֶת יָדו וַיִּקַּח אֶת הַמַּאֲכֶלֶת לִשְׁחט אֶת בְּנו. וַיִּקְרָא אֵלָיו מַלְאַךְ ה' מִן הַשָּׁמַיִם וַיּאמֶר אַבְרָהָם אַבְרָהָם וַיּאמֶר הִנֵּנִי. וַיּאמֶר אַל תִּשְׁלַח יָדְךָ אֶל הַנַּעַר וְאַל תַּעַש לו מְאוּמָה כִּי עַתָּה יָדַעְתִּי כִּי יְרֵא אֱלהִים אַתָּה וְלא חָשכְתָּ אֶת בִּנְךָ אֶת יְחִידְךָ מִמֶּנִּי. וַיִּשּא אַבְרָהָם אֶת עֵינָיו וַיַּרְא וְהִנֵּה אַיִל אַחַר נֶאֱחַז בַּסְּבַךְ בְּקַרְנָיו וַיֵּלֶךְ אַבְרָהָם וַיִּקַּח אֶת הָאַיִל וַיַּעֲלֵהוּ לְעלָה תַּחַת בְּנו. וַיִּקְרָא אַבְרָהָם שֵׁם הַמָּקום הַהוּא ה' יִרְאֶה אֲשֶׁר יֵאָמֵר הַיּום בְּהַר ה' יֵרָאֶה. וַיִּקְרָא מַלְאַךְ ה' אֶל אַבְרָהָם שֵׁנִית מִן הַשָּׁמָיִם. וַיּאמֶר בִּי נִשְׁבַּעְתִּי נְאֻם ה' כִּי יַעַן אֲשֶׁר עָשיתָ אֶת הַדָּבָר הַזֶּה וְלא חָשכְתָּ אֶת בִּנְךָ אֶת יְחִידֶךָ. כִּי בָרֵךְ אֲבָרֶכְךָ וְהַרְבָּה אַרְבֶּה אֶת זַרְעֲךָ כְּכוכְבֵי הַשָּׁמַיִם וְכַחול אֲשֶׁר עַל שפַת הַיָּם וְיִרַשׁ זַרְעֲךָ אֵת שַׁעַר איְבָיו. וְהִתְבָּרֲכוּ בְזַרְעֲךָ כּל גּויֵי הָאָרֶץ עֵקֶב אֲשֶׁר שָׁמַעְתָּ בְּקלִי. וַיָּשָׁב אַבְרָהָם אֶל נְעָרָיו וַיָּקֻמוּ וַיֵּלְכוּ יַחְדָּו אֶל בְּאֵר שָׁבַע וַיֵּשֶׁב אַבְרָהָם בִּבְאֵר שָׁבַע.

و واقع شد بعد از این چیزها که خدا ابراهیم را آزمود و به او گفت: «ابراهیم»، و او گفت: «اینک من». گفت: «اکنون پسرت را، یگانه پسرت را که دوستش میداری، اسحاق را بردار و به سرزمین موریا برو و او را در آنجا بر یکی از کوههایی که به تو خواهم گفت همچون قربانی سوختنی تقدیم کن.» ابراهیم بامدادان زود برخاست و الاغ خود را زین کرد و دو تن از جوانان خود را با خویشتن و پسرش اسحاق را برداشت. هیزم را برای قربانی سوختنی شکست و برخاست و به جایی که خدا به او گفته بود رفت. در روز سوم ابراهیم چشمان خود را برافراشت و آن جای را از دور دید. ابراهیم به جوانان خود گفت: «شما اینجا با الاغ بمانید و من و پسر به آنجا میرویم؛ عبادت میکنیم و نزد شما باز میگردیم.» ابراهیم هیزم قربانی سوختنی را برداشت و بر اسحاق پسرش نهاد، و آتش و کارد را در دست خود گرفت، و هر دوی ایشان با هم رفتند. اسحاق به پدرش ابراهیم سخن گفت و گفت: «ای پدرم!» و او گفت: «اینک من، ای پسرم.» گفت: «اینک آتش و هیزم، اما بره برای قربانی سوختنی کجاست؟» ابراهیم گفت: «خدا بره را برای قربانی سوختنی برای خود مهیا خواهد ساخت، ای پسرم.» پس هر دوی ایشان با هم رفتند. به جایی که خدا به او گفته بود رسیدند، و ابراهیم در آنجا قربانگاه را بنا کرد و هیزم را چید، و اسحاق پسرش را بست و او را بر قربانگاه، بر روی هیزم نهاد. ابراهیم دست خود را دراز کرد و کارد را گرفت تا پسرش را سر ببرد. اما فرشته خداوند از آسمان او را ندا داد و گفت: «ابراهیم، ابراهیم!» و او گفت: «اینک من.» گفت: «دست خود را بر پسر مگذار و هیچ کاری با او مکن؛ زیرا اکنون دانستم که تو از خدا میترسی، چون پسرت را، یگانه پسرت را، از من دریغ نداشتی.» و ابراهیم چشمان خود را برافراشت و نگریست، و اینک در پشت سرش قوچی در بیشه به شاخهایش گرفتار بود. ابراهیم رفت و قوچ را گرفت و آن را به جای پسرش همچون قربانی سوختنی تقدیم کرد. ابراهیم نام آن جای را «خداوند مهیا خواهد ساخت» نهاد؛ چنانکه تا به امروز گفته میشود: «در کوه خداوند مهیا خواهد شد.» فرشته خداوند بار دوم از آسمان ابراهیم را ندا داد و گفت: «به ذات خود سوگند خوردم، خداوند میفرماید، چون این کار را کردی و پسرت را، یگانه پسرت را، دریغ نداشتی، البته تو را برکت خواهم داد، و نسل تو را البته همچون ستارگان آسمان و همچون شنی که بر کنار دریاست افزون خواهم ساخت. و نسل تو دروازه دشمنان خود را به تصرف خواهد آورد، و در نسل تو همه قومهای زمین برکت خواهند یافت، زیرا به آواز من گوش فرا دادی.» ابراهیم نزد جوانان خود بازگشت، و ایشان برخاستند و با هم به بئرشبع رفتند، و ابراهیم در بئرشبع ساکن شد.

ביו"ט אין תפלה זו:

در اعیاد این دعا گفته نمیشود:

רִבּונו שֶׁל עולָם כְּמו שֶׁכָּבַשׁ אַבְרָהָם אָבִינוּ אֶת רַחֲמָיו לַעֲשות רְצונְךָ בְּלֵבָב שָׁלֵם. כֵּן יִכְבְּשׁוּ רַחֲמֶיךָ אֶת כַּעַסְךָ מֵעָלֵינוּ וְיָגלּוּ רַחֲמֶיךָ עַל מִדּותֶיךָ. וְתִתְנַהֵג עִמָּנוּ ה' אֱלהֵינוּ בְּמִדַּת הַחֶסֶד וּבְמִדַּת הָרַחֲמִים. וּבְטוּבְךָ הַגָּדול יָשׁוּב חֲרון אַפְּךָ מֵעַמְּךָ וּמֵעִירְךָ וּמֵאַרְצְךָ וּמִנַּחֲלָתֶךָ. וְקַיֶּם לָנוּ ה' אֱלהֵינוּ אֶת הַדָּבָר שֶׁהִבְטַחְתָּנוּ בְּתורָתֶךָ עַל יְדֵי משֶׁה עַבְדֶּךָ כָּאָמוּר. וְזָכַרְתִּי אֶת בְּרִיתִי יַעֲקוב וְאַף אֶת בְּרִיתִי יִצְחָק וְאַף אֶת בְּרִיתִי אַבְרָהָם אֶזְכּר. וְהָאָרֶץ אֶזְכּר.

ای صاحب جهان، چنانکه ابراهیم پدر ما شفقت خود را فرونشاند تا اراده تو را با دلی کامل به جا آورد، همچنان باشد که شفقت تو خشم تو را از ما فرونشاند، و رحمت تو بر صفات تو آشکار شود. و با ما، خداوند خدای ما، به صفت مهربانی و به صفت رحمت رفتار کن. و در نیکویی عظیم خود، باشد که خشم تو از قوم تو، از شهر تو، از سرزمین تو و از میراث تو برگردد. و برای ما، خداوند خدای ما، آن سخن را که در تورات خود به دست بنده خود موسی به ما وعده دادی به جا آور، چنانکه گفته شده است: «و عهد خود را با یعقوب به یاد خواهم آورد و عهد خود را با اسحاق نیز و عهد خود را با ابراهیم نیز به یاد خواهم آورد، و آن سرزمین را به یاد خواهم آورد.»

לְעולָם יְהֵא אָדָם יְרֵא שָׁמַיִם בְּסֵּתֶר וּמודֶה עַל הָאֱמֶת וְדובֵר אֱמֶת בִּלְבָבו וְיַשְׁכֵּם וְיאמַר: רִבּון כָּל הָעולָמִים לא עַל צִדְקותֵינוּ אֲנַחְנוּ מַפִּילִים תַּחֲנוּנֵינוּ לְפָנֶיךָ כִּי עַל רַחֲמֶיךָ הָרַבִּים. מָה אֲנַחְנוּ מֶה חַיֵּינוּ מֶה חַסְדֵּנוּ מַה צִּדְקֵנוּ מַה יְשְׁעֵנוּ מַה כּחֵנוּ מַה גְּבוּרָתֵנוּ. מַה נּאמַר לְפָנֶיךָ ה' אֱלהֵינוּ וֵאלהֵי אֲבותֵינוּ הֲלא כָל הַגִּבּורִים כְּאַיִן לְפָנֶיךָ וְאַנְשֵׁי הַשֵּׁם כְּלא הָיוּ וַחֲכָמִים כִּבְלִי מַדָּע וּנְבונִים כִּבְלִי הַשכֵּל כִּי רב מַעֲשיהֶם תּהוּ וִימֵי חַיֵּיהֶם הֶבֶל לְפָנֶיךָ. וּמותַר הָאָדָם מִן הַבְּהֵמָה אָיִן כִּי הַכּל הָבֶל. אֲבָל אֲנַחְנוּ עַמְּךָ בְּנֵי בְרִיתֶךָ. בְּנֵי אַבְרָהָם אהַבְךָ שֶׁנִּשְׁבַּעְתָּ לּו בְּהַר הַמּורִיָּה. זֶרַע יִצְחָק יְחִידו. שֶׁנֶּעֱקַד עַל גַּבֵּי הַמִּזְבֵּחַ. עֲדַת יַעֲקב בִּנְךָ בְּכורֶךָ. שֶׁמֵּאַהֲבָתְךָ שֶׁאָהַבְתָּ אותו וּמִשּמְחָתְךָ שֶׁשּמַחְתָּ בּו. קָרָאתָ אֶת שְׁמו יִשרָאֵל וִישֻׁרוּן.

آدمی باید همواره در نهان از خدا ترسان باشد، و حقیقت را اقرار کند، و حقیقت را در دل خود بگوید. و باید برخیزد و بگوید: ای صاحب همه جهانها، نه به سبب پارسایی ما تضرعات خود را به پیشگاه تو میاوریم، بلکه به سبب رحمتهای عظیم تو. ما چیستیم؟ زندگی ما چیست؟ مهربانی ما چیست؟ پارسایی ما چیست؟ نجات ما چیست؟ نیروی ما چیست؟ توان ما چیست؟ چه میتوانیم به پیشگاه تو بگوییم، خداوند خدای ما و خدای پدران ما؟ به راستی همه زورمندان در برابر تو همچون هیچند، و مردان نامور گویی هرگز نبودهاند، و حکیمان گویی بیدانش، و خردمندان گویی بیخرد، زیرا بیشتر کارهای ایشان پوچ است و روزهای زندگیشان در برابر تو تهی. برتری انسان بر بهیمه هیچ است، زیرا همه بطالت است. اما ما قوم تو هستیم، اهل عهد تو، فرزندان ابراهیم محبوب تو، که در کوه موریا برای او سوگند خوردی، نسل اسحاق، یگانه پسر او، که بر قربانگاه بسته شد، جماعت یعقوب، پسر نخستزاده تو، که به سبب محبت تو به او و خشنودی تو از او، او را اسرائیل و یشورون نامیدی.

לְפִיכָךְ אֲנַחְנוּ חַיָּבִים לְהודות לְךָ וּלְשַׁבֵּחֲךָ וּלְפָאֶרְךָ וּלְבָרֵךְ וּלְקַדֵּשׁ וְלָתֵת שֶׁבַח וְהודָיָה לִשְׁמֶךָ. אַשְׁרֵינוּ מַה טּוב חֶלְקֵנוּ וּמַה נָּעִים גּורָלֵנוּ וּמַה יָּפָה יְרֻשָּׁתֵנוּ. אַשְׁרֵינוּ שֶׁאֲנַחְנוּ מַשְׁכִּימִים וּמַעֲרִיבִים עֶרֶב וָבקֶר וְאומְרִים פַּעֲמַיִם בְּכָל יום.

بنابراین، ما موظفیم که تو را سپاس گوییم، تو را بستاییم، تو را جلال دهیم، و نام تو را برکت دهیم و تقدیس کنیم و سپاس و ستایش گوییم. خوشا به حال ما؛ چه نیکوست بهره ما، چه دلپذیر است نصیب ما، و چه زیباست میراث ما. خوشا به حال ما که سحرگاهان برمیخیزیم و شامگاهان بیدار میمانیم، عصر و بامداد، و هر روز دو بار میگوییم:

שְׁמַע יִשרָאֵל ה' אֱלהֵינוּ ה’ אֶחָד.

بشنو ای اسرائیل، خداوند خدای ماست، خداوند یکتاست.

בלחש:
בָּרוּךְ שֵׁם כְּבוד מַלְכוּתו לְעולָם וָעֶד.

با صدای آهسته:
متبارک باد نام پادشاهی پرجلال او تا ابدالآباد.

וְאָהַבְתָּ אֵת ה' אֱלהֶיךָ בְּכָל לְבָבְךָ וּבְכָל נַפְשְׁךָ וּבְכָל מְאדֶךָ: וְהָיוּ הַדְּבָרִים הָאֵלֶּה אֲשֶׁר אָנכִי מְצַוְּךָ הַיּום עַל לְבָבֶךָ: וְשִׁנַּנְתָּם לְבָנֶיךָ וְדִבַּרְתָּ בָּם בְּשִׁבְתְּךָ בְּבֵיתֶךָ וּבְלֶכְתְּךָ בַדֶּרֶךְ וּבְשָׁכְבְּךָ וּבְקוּמֶךָ: וּקְשַׁרְתָּם לְאות עַל יָדֶךָ וְהָיוּ לְטטָפת בֵּין עֵינֶיךָ: וּכְתַבְתָּם עַל מְזֻזות בֵּיתֶךָ וּבִשְׁעָרֶיךָ:

و خداوند خدای خود را با تمام دل خود و با تمام جان خود و با تمام توان خود دوست بدار. و این سخنان را که من امروز به تو امر میفرمایم بر دل تو باشد. و آنها را به فرزندان خود به جد بیاموز، و هنگامی که در خانه خود مینشینی و هنگامی که در راه میروی و هنگامی که میخوابی و هنگامی که برمیخیزی از آنها سخن بگو. و آنها را همچون نشانه بر دست خود ببند، و همچون پیشانیبند میان چشمانت باشند. و آنها را بر چارچوبهای در خانه خود و بر دروازههای خود بنویس.

אַתָּה הוּא עַד שֶׁלּא נִבְרָא הָעולָם אַתָּה הוּא מִשֶּׁנִּבְרָא הָעולָם. אַתָּה הוּא בָּעולָם הַזֶּה וְאַתָּה הוּא לָעולָם הַבָּא: קַדֵּשׁ אֶת שִׁמְךָ עַל מַקְדִּישֵׁי שְׁמֶךָ וְקַדֵּשׁ אֶת שִׁמְךָ בְּעולָמֶךָ. וּבִישׁוּעָתְךָ תָּרִים וְתַגְבִּיהַּ קַרְנֵנוּ: ברוּךְ אַתָּה ה', הַמְקַדֵּשׁ אֶת שְׁמו בָּרַבִּים:

تو پیش از آنکه جهان آفریده شود همان بودی؛ تو از زمانی که جهان آفریده شده است همان هستی. تو در این جهان همان هستی و در جهان آینده همان خواهی بود. نام خود را به دست تقدیسکنندگان نام خود تقدیس کن، و نام خود را در جهان خود تقدیس فرما. و در نجات خود، شاخ ما را برافراز و بلند کن. متبارک هستی تو، خداوند، که نام خود را در میان جماعتها تقدیس میکند.

אַתָּה הוּא ה' אֱלהֵינוּ בַּשָּׁמַיִם וּבָאָרֶץ וּבִשְׁמֵי הַשָּׁמַיִם הָעֶלְיונִים. אֱמֶת אַתָּה הוּא רִאשׁון וְאַתָּה הוּא אַחֲרון וּמִבַּלְעָדֶיךָ אֵין אֱלהִים: קַבֵּץ קוֶיךָ מֵאַרְבַּע כַּנְפות הָאָרֶץ. יַכִּירוּ וְיֵדְעוּ כָּל בָּאֵי עולָם כִּי אַתָּה הוּא הָאֱלהִים לְבַדְּךָ לְכל מַמְלְכות הָאָרֶץ: אַתָּה עָשיתָ אֶת הַשָּׁמַיִם וְאֶת הָאָרֶץ אֶת הַיָּם וְאֶת כָּל אֲשֶׁר בָּם וּמִי בְּכָל מַעֲשי יָדֶיךָ בָּעֶלְיונִים או בַתַּחְתּונִים שֶׁיּאמַר לְךָ מַה תַּעֲשה אָבִינוּ שֶׁבַּשָּׁמַיִם עֲשה עִמָּנוּ חֶסֶד בַּעֲבוּר שִׁמְךָ הַגָּדול שֶׁנִּקְרָא עָלֵינוּ. וְקַיֶּם לָנוּ ה' אֱלהֵינוּ מַה שֶׁכָּתוּב בָּעֵת הַהִיא אָבִיא אֶתְכֶם וּבָעֵת קַבְּצִי אֶתְכֶם. כִּי אֶתֵּן אֶתְכֶם לְשֵׁם וְלִתְהִלָּה בְּכל עַמֵּי הָאָרֶץ. בְּשׁוּבִי אֶת שְׁבוּתֵיכֶם לְעֵינֵיכֶם. אָמַר ה':

تو خداوند خدای ما هستی در آسمانها و بر زمین و در آسمانهای بالای آسمانها. تو به راستی اول هستی و تو آخر هستی، و جز تو خدایی نیست. پراکندگان خود را از چهار گوشه زمین گرد آور. بگذار همه ساکنان جهان بشناسند و بدانند که تو تنها خدا بر همه پادشاهیهای زمین هستی. تو آسمانها و زمین را، دریا و هر آنچه در آنهاست آفریدی، و در میان همه کارهای دستان تو، خواه آسمانی و خواه زمینی، کیست که بتواند به تو بگوید چه کنی؟ ای پدر ما در آسمان، به خاطر نام عظیم خود که بر ما خوانده شده است با ما به مهربانی رفتار کن. و برای ما، خداوند خدای ما، آنچه را که نوشته شده است به جا آور: در آن زمان شما را خواهم آورد و در زمان گرد آوردن شما. زیرا شما را نام و ستایشی در میان همه قومهای زمین خواهم ساخت، آنگاه که اسیران شما را پیش چشمان شما باز گردانم، خداوند میگوید.