تیقون خَصوت

Tikkun Leah

לַמְנַצֵּחַ מַשְׂכִּיל לִבְנֵי קֹרַח: כְּאַיָּל תַּעֲרֹג עַל אֲפִיקֵי מָיִם כֵּן נַפְשִׁי תַעֲרֹג אֵלֶיךָ אֱלֹהִים: צָמְאָה נַפְשִׁי לֵאלֹהִים לְאֵל חָי מָתַי אָבוֹא וְאֵרָאֶה פְּנֵי אֱלֹהִים: הָיְתָה לִּי דִמְעָתִי לֶחֶם יוֹמָם וָלָיְלָה בֶּאֱמֹר אֵלַי כָּל הַיּוֹם אַיֵּה אֱלֹהֶיךָ: אֵלֶּה אֶזְכְּרָה וְאֶשְׁפְּכָה עָלַי נַפְשִׁי כִּי אֶעֱבֹר בַּסָּךְ אֶדַּדֵּם עַד בֵּית אֱלֹהִים בְּקוֹל רִנָּה וְתוֹדָה הָמוֹן חוֹגֵג: מַה תִּשְׁתּוֹחֲחִי נַפְשִׁי וַתֶּהֱמִי עָלָי הוֹחִילִי לֵאלֹהִים כִּי עוֹד אוֹדֶנּוּ יְשׁוּעוֹת פָּנָיו: אֱלֹהַי עָלַי נַפְשִׁי תִשְׁתּוֹחָח עַל כֵּן אֶזְכָּרְךָ מֵאֶרֶץ יַרְדֵּן וְחֶרְמוֹנִים מֵהַר מִצְעָר: תְּהוֹם אֶל תְּהוֹם קוֹרֵא לְקוֹל צִנּוֹרֶיךָ כָּל מִשְׁבָּרֶיךָ וְגַלֶּיךָ עָלַי עָבָרוּ: יוֹמָם יְצַוֶּה יְהֹוָה חַסְדּוֹ וּבַלַּיְלָה שִׁירוֹ עִמִּי תְּפִלָּה לְאֵל חַיָּי: אוֹמְרָה לְאֵל סַלְעִי לָמָה שְׁכַחְתָּנִי לָמָּה קֹדֵר אֵלֵךְ בְּלַחַץ אוֹיֵב: בְּרֶצַח בְּעַצְמוֹתַי חֵרְפוּנִי צוֹרְרָי בְּאָמְרָם אֵלַי כָּל הַיּוֹם אַיֵּה אֱלֹהֶיךָ: מַה תִּשְׁתּוֹחֲחִי נַפְשִׁי וּמַה תֶּהֱמִי עָלָי הוֹחִילִי לֵאלֹהִים כִּי עוֹד אוֹדֶנּוּ יְשׁוּעֹת פָּנַי וֵאלֹהָי:

برای سرپرست سرایندگان، مسکیل، برای پسران قورح: همانگونه که آهو برای جویهای آب اشتیاق دارد، جان من نیز برای تو اشتیاق دارد، ای خدا. جان من تشنهٔ خداست، تشنهٔ خدای زنده: کی بیایم و در پیشگاه خدا حاضر شوم؟ اشکهای من روز و شب خوراک من بودهاند، در حالی که پیوسته به من میگویند: خدای تو کجاست؟ چون این چیزها را به یاد میآورم، جان خود را در درونم میریزم: زیرا با گروه انبوه رفته بودم، با آنان به خانهٔ خدا رفتم، با آوای شادی و ستایش، با گروهی که عید را نگاه میداشتند. ای جان من، چرا افسردهای؟ و چرا در درون من مضطربی؟ به خدا امید دار: زیرا او را باز ستایش خواهم کرد به سبب یاری روی او. ای خدای من، جان من در درونم افسرده است: از این رو تو را از سرزمین اردن، و از حرمونیان، از کوه میصار به یاد خواهم آورد. لجه به لجه ندا میدهد به آوای آبشارهای تو: همهٔ موجها و خیزابهای تو بر من گذشتهاند. با این همه خداوند مهربانی خود را در روز فرمان خواهد داد، و در شب سرود او با من خواهد بود، و دعای من نزد خدای زندگی من. به خدا که صخرهٔ من است خواهم گفت: چرا مرا فراموش کردی؟ چرا به سبب ستم دشمن سوگوار میگردم؟ همچون شمشیری در استخوانهایم، دشمنانم مرا ننگین میکنند؛ در حالی که هر روز به من میگویند: خدای تو کجاست؟ ای جان من، چرا افسردهای؟ و چرا در درون من مضطربی؟ به خدا امید دار: زیرا او را باز ستایش خواهم کرد، که سلامتی روی من است، و خدای من.

שָׁפְטֵנִי אֱלֹהִים וְרִיבָה רִיבִי מְגּוֹי לֹא חָסִיד מֵאִישׁ מִרְמָה וְעַוְלָה תְפַלְּטֵנִי: כִּי אַתָּה אֱלֹהֵי מָעוּזִּי לָמָה זְנַחְתָּנִי לָמָּה קֹדֵר אֶתְהַלֵּךְ בְּלַחַץ אוֹיֵב: שְׁלַח אוֹרְךָ וַאֲמִתְּךָ הֵמָּה יַנְחוּנִי יְבִיאוּנִי אֶל הַר קָדְשְׁךָ וְאֶל מִשְׁכְּנוֹתֶיךָ: וְאָבוֹאָה אֶל מִזְבַּח אֱלֹהִים אֶל אֵל שִׂמְחַת גִּילִי וְאוֹדְךָ בְכִנּוֹר אֱלֹהִים אֱלֹהָי: מַה תִּשְׁתּוֹחֲחִי נַפְשִׁי וּמַה תֶּהֱמִי עָלָי הוֹחִילִי לֵאלֹהִים כִּי עוֹד אוֹדֶנּוּ יְשׁוּעֹת פָּנַי וֵאלֹהָי:

مرا داوری کن، ای خدا، و دعوای مرا در برابر امتی ناخداپرست برعهده گیر: ای، مرا از مرد فریبکار و ناعادل برهان. زیرا تو خدای قوت من هستی: چرا مرا طرد میکنی؟ چرا به سبب ستم دشمن سوگوار میگردم؟ ای، نور خود و راستی خود را بفرست: باشد که آنها مرا رهبری کنند؛ باشد که آنها مرا به کوه مقدس تو، و به مسکنهای تو برسانند. آنگاه به مذبح خدا خواهم رفت، نزد خدا که شادی بیکران من است: آری، با چنگ تو را ستایش خواهم کرد، ای خدا، خدای من. ای جان من، چرا افسردهای؟ و چرا در درون من مضطربی؟ به خدا امید دار: زیرا او را باز ستایش خواهم کرد، که سلامتی روی من است، و خدای من.

בימים שאומרים תחנון:

در روزهایی که تحنون گفته میشود:

לַמְנַצֵּחַ מִזְמוֹר לְדָוִד: יַעַנְךָ יְהֹוָה בְּיוֹם צָרָה יְשַׂגֶּבְךָ שֵׁם אֱלֹהֵי יַעֲקֹב: יִשְׁלַח עֶזְרְךָ מִקֹּדֶשׁ וּמִצִּיּוֹן יִסְעָדֶךָּ: יִזְכֹּר כָּל מִנְחֹתֶךָ וְעוֹלָתְךָ יְדַשְּׁנֶה סֶלָה: יִתֶּן לְךָ כִלְבָבֶךָ וְכָל עֲצָתְךָ יְמַלֵּא: נְרַנְּנָה בִּישׁוּעָתֶךָ וּבְשֵׁם אֱלֹהֵינוּ נִדְגֹּל יְמַלֵּא יְהֹוָה כָּל מִשְׁאֲלוֹתֶיךָ: עַתָּה יָדַעְתִּי כִּי הוֹשִׁיעַ יְהֹוָה מְשִׁיחוֹ יַעֲנֵהוּ מִשְּׁמֵי קָדְשׁוֹ בִּגְבֻרוֹת יֵשַׁע יְמִינוֹ: אֵלֶּה בָרֶכֶב וְאֵלֶּה בַסּוּסִים וַאֲנַחְנוּ בְּשֵׁם יְהֹוָה אֱלֹהֵינוּ נַזְכִּיר: הֵמָּה כָּרְעוּ וְנָפָלוּ וַאֲנַחְנוּ קַּמְנוּ וַנִּתְעוֹדָד: יְהֹוָה הוֹשִׁיעָה הַמֶּלֶךְ יַעֲנֵנוּ בְיוֹם קָרְאֵנוּ:

برای سرپرست سرایندگان، مزموری از داوود: باشد که خداوند در روز تنگی تو را اجابت کند؛ نام خدای یعقوب تو را حمایت کند؛ از مقدس برای تو یاری بفرستد، و از صهیون تو را تقویت کند؛ همهٔ هدایای تو را به یاد آورد، و قربانی سوختنی تو را بپذیرد؛ سلاه. باشد که بر حسب دل خودت به تو عطا کند، و همهٔ تدبیر تو را به کمال رساند. ما در نجات تو شادی خواهیم کرد، و به نام خدای ما پرچمهای خود را برخواهیم افراشت: باشد که خداوند همهٔ خواهشهای تو را برآورده سازد. اکنون میدانم که خداوند مسحشدهٔ خود را نجات میدهد؛ او وی را از آسمان مقدس خود اجابت خواهد کرد با قوتِ نجاتبخش دست راست خود. برخی به ارابهها اعتماد دارند، و برخی به اسبان: اما ما نام خداوند خدای ما را به یاد خواهیم آورد. آنان فروافکنده و افتادهاند: اما ما برخاستهایم، و راست ایستادهایم. نجات ده، ای خداوند: باشد که پادشاه ما را اجابت کند آنگاه که میخوانیم.

לְדָוִד מִזְמוֹר לַיהֹוָה הָאָרֶץ וּמְלוֹאָהּ תֵּבֵל וְיֹשְׁבֵי בָהּ: כִּי הוּא עַל יַמִּים יְסָדָהּ וְעַל נְהָרוֹת יְכוֹנְנֶהָ: מִי יַעֲלֶה בְהַר יְהֹוָה וּמִי יָקוּם בִּמְקוֹם קָדְשׁוֹ: נְקִי כַפַּיִם וּבַר לֵבָב אֲשֶׁר לֹא נָשָׂא לַשָּׁוְא נַפְשִׁי וְלֹא נִשְׁבַּע לְמִרְמָה: יִשָּׂא בְרָכָה מֵאֵת יְהֹוָה וּצְדָקָה מֵאֱלֹהֵי יִשְׁעוֹ: זֶה דּוֹר דֹּרְשָׁיו מְבַקְשֵׁי פָנֶיךָ יַעֲקֹב סֶלָה: שְׂאוּ שְׁעָרִים רָאשֵׁיכֶם וְהִנָּשְׂאוּ פִּתְחֵי עוֹלָם וְיָבוֹא מֶלֶךְ הַכָּבוֹד: מִי זֶה מֶלֶךְ הַכָּבוֹד יְהֹוָה עִזּוּז וְגִבּוֹר יְהֹוָה גִּבּוֹר מִלְחָמָה: שְׂאוּ שְׁעָרִים רָאשֵׁיכֶם וּשְׂאוּ פִּתְחֵי עוֹלָם וְיָבֹא מֶלֶךְ הַכָּבוֹד: מִי הוּא זֶה מֶלֶךְ הַכָּבוֹד יְהֹוָה צְבָאוֹת הוּא מֶלֶךְ הַכָּבוֹד סֶלָה:

مزموری از داوود. زمین از آنِ خداوند است، و هرآنچه آن را پر میسازد؛ جهان، و آنان که در آن ساکنند. زیرا او آن را بر دریاها بنیاد نهاده، و بر سیلابها استوار ساخته است. کیست که به کوه خداوند برآید؟ یا کیست که در مکان مقدس او بایستد؟ آن که دستهای پاک و دلی طاهر دارد؛ که جان خود را به بطالت برنیفراشته، و به فریب سوگند نخورده است. او برکت را از خداوند خواهد یافت، و عدالت را از خدای نجات خود. این است نسل آنان که او را میجویند، که روی تو را میطلبند، ای یعقوب. سلاه. ای دروازهها، سرهای خود را برافرازید؛ و شما ای درهای جاودانی، برافراشته شوید؛ و پادشاه جلال داخل خواهد شد. این پادشاه جلال کیست؟ خداوند قوی و توانا، خداوند توانا در جنگ. ای دروازهها، سرهای خود را برافرازید؛ آری برافرازید، شما ای درهای جاودانی؛ و پادشاه جلال داخل خواهد شد. این پادشاه جلال کیست؟ خداوند لشکرها، اوست پادشاه جلال. سلاه.

לַמְנַצֵּח בִּנְגִינֹת מִזְמוֹר שִׁיר: אֱלֹהִים יְחָנֵּנוּ וִיבָרְכֵנוּ יָאֵר פָּנָיו אִתָּנוּ סֶלָה: לָדַעַת בָּאָרֶץ דַּרְכֶּךָ בְּכָל גּוֹיִם יְשׁוּעָתֶךָ: יוֹדוּךָ עַמִּים אֱלֹהִים יוֹדוּךָ עַמִּים כֻּלָּם: יִשְׂמְחוּ וִירַנְּנוּ לְאֻמִּים כִּי תִשְׁפֹּט עַמִּים מִישׁוֹר וּלְאֻמִּים בָּאָרֶץ תַּנְחֵם סֶלָה: יוֹדוּךָ עַמִּים אֱלֹהִים יוֹדוּךָ עַמִּים כֻּלָּם: אֶרֶץ נָתְנָה יְבוּלָהּ יְבָרְכֵנוּ אֱלֹהִים אֱלֹהֵינוּ: יְבָרְכֵנוּ אֱלֹהִים וְיִירְאוּ אֹתוֹ כָּל אַפְסֵי אָרֶץ:

برای سرپرست سرایندگان بر نِگینوت، مزمور یا سرود. باشد که خدا بر ما رحم کند، و ما را برکت دهد؛ و روی خود را بر ما تابان سازد؛ سلاه. تا راه تو بر زمین شناخته شود، و سلامتی نجاتبخش تو در میان همهٔ امتها. باشد که قومها تو را ستایش کنند، ای خدا؛ باشد که همهٔ قومها تو را ستایش کنند. ای، باشد که امتها شاد باشند و از شادی بسرایند: زیرا تو قومها را به عدل داوری خواهی کرد، و امتها را بر زمین هدایت خواهی نمود. سلاه. باشد که قومها تو را ستایش کنند، ای خدا؛ باشد که همهٔ قومها تو را ستایش کنند. آنگاه زمین محصول خود را خواهد داد؛ و خدا، حتی خدای خود ما، ما را برکت خواهد داد. خدا ما را برکت خواهد داد؛ و همهٔ کرانهای زمین از او خواهند ترسید.

הַלְלוּיָהּ אוֹדֶה יְהֹוָה בְּכָל לֵבָב בְּסוֹד יְשָׁרִים וְעֵדָה: גְּדֹלִים מַעֲשֵׂי יְהֹוָה דְּרוּשִׁים לְכָל חֶפְצֵיהֶם: הוֹד וְהָדָר פָּעֳלוֹ וְצִדְקָתוֹ עֹמֶדֶת לָעַד: זֵכֶר עָשָׂה לְנִפְלְאֹתָיו חַנּוּן וְרַחוּם יְהֹוָה: טֶרֶף נָתַן לִירֵאָיו יִזְכֹּר לְעוֹלָם בְּרִיתוֹ: כֹּחַ מַעֲשָׂיו הִגִּיד לְעַמּוֹ לָתֵת לָהֶם נַחֲלַת גּוֹיִם: מַעֲשֵׂי יָדָיו אֱמֶת וּמִשְׁפָּט נֶאֱמָנִים כָּל פִּקּוּדָיו: סְמוּכִים לָעַד לְעוֹלָם עֲשׂוּיִם בֶּאֱמֶת וְיָשָׁר: פְּדוּת שָׁלַח לְעַמּוֹ צִוָּה לְעוֹלָם בְּרִיתוֹ קָדוֹשׁ וְנוֹרָא שְׁמוֹ: רֵאשִׁית חָכְמָה יִרְאַת יְהֹוָה שֵׂכֶל טוֹב לְכָל עֹשֵׂיהֶם תְּהִלָּתוֹ עֹמֶדֶת לָעַד:

هَلِلویاه! خداوند را به تمامی دل خود ستایش خواهم کرد، در انجمن راستان، و در جماعت. کارهای خداوند بزرگ است، مطلوب همهٔ آنان که در آنها خشنودی مییابند. کارِ او باشکوه و پرجلال است: و عدالت او تا به ابد پایدار میماند. او کارهای شگفت خود را شایستهٔ یادآوری ساخته است: خداوند فیاض و سرشار از شفقت است. به آنان که از او میترسند خوراک داده است: همواره عهد خود را به یاد خواهد داشت. به قوم خود قدرت کارهای خود را نشان داده است، تا میراث امتها را به آنان بخشد. کارهای دستهای او راستی و داوری است؛ همهٔ فرمانهای او استوارند. تا ابدالآباد پابرجا میمانند، و در راستی و درستی به جا آورده شدهاند. او رهایی را برای قوم خود فرستاد: عهد خود را تا به ابد فرمان داده است: نام او قدوس و مهیب است. ترس خداوند آغاز حکمت است: فهمی نیکو دارند همهٔ آنان که فرمانهای او را به جا میآورند: ستایش او تا به ابد پایدار میماند.

לַמְנַצֵּחַ מִזְמוֹר לְדָוִד: בְּבוֹא אֵלָיו נָתָן הַנָּבִיא כַּאֲשֶׁר בָּא אֶל בַּת שָׁבַע: חָנֵּנִי אֱלֹהִים כְּחַסְדֶּךָ כְּרֹב רַחֲמֶיךָ מְחֵה פְשָׁעָי: הֶרֶב כַּבְּסֵנִי מֵעֲוֹנִי וּמֵחַטָּאתִי טַהֲרֵנִי: כִּי פְשָׁעַי אֲנִי אֵדָע וְחַטָּאתִי נֶגְדִּי תָמִיד: לְךָ לְבַדְּךָ חָטָאתִי וְהָרַע בְּעֵינֶיךָ עָשִׂיתִי לְמַעַן תִּצְדַּק בְּדָבְרֶךָ תִּזְכֶּה בְשָׁפְטֶךָ: הֵן בְּעָווֹן חוֹלָלְתִּי וּבְחֵטְא יֶחֱמַתְנִי אִמִּי: הֵן אֱמֶת חָפַצְתָּ בַטֻּחוֹת וּבְסָתֻם חָכְמָה תוֹדִיעֵנִי: תְּחַטְּאֵנִי בְאֵזוֹב וְאֶטְהָר תְּכַבְּסֵנִי וּמִשֶּׁלֶג אַלְבִּין: תַּשְׁמִיעֵנִי שָׂשׂוֹן וְשִׂמְחָה תָּגֵלְנָה עֲצָמוֹת דִּכִּיתָ: הַסְתֵּר פָּנֶיךָ מֵחֲטָאָי וְכָל עֲוֹנֹתַי מְחֵה: לֵב טָהוֹר בְּרָא לִי אֱלֹהִים וְרוּחַ נָכוֹן חַדֵּשׁ בְּקִרְבִּי: אַל תַּשְׁלִיכֵנִי מִלְּפָנֶיךָ וְרוּחַ קָדְשְׁךָ אַל תִּקַּח מִמֶּנִּי: הָשִׁיבָה לִּי שְׂשׂוֹן יִשְׁעֶךָ וְרוּחַ נְדִיבָה תִסְמְכֵנִי: אֲלַמְּדָה פֹשְׁעִים דְּרָכֶיךָ וְחַטָּאִים אֵלֶיךָ יָשׁוּבוּ: הַצִּילֵנִי מִדָּמִים אֱלֹהִים אֱלֹהֵי תְּשׁוּעָתִי תְּרַנֵּן לְשׁוֹנִי צִדְקָתֶךָ: אֲדֹנָי שְׂפָתַי תִּפְתָּח וּפִי יַגִּיד תְּהִלָּתֶךָ: כִּי לֹא תַחְפֹּץ זֶבַח וְאֶתֵּנָה עוֹלָה לֹא תִרְצֶה: זִבְחֵי אֱלֹהִים רוּחַ נִשְׁבָּרָה לֵב נִשְׁבָּר וְנִדְכֶּה אֱלֹהִים לֹא תִבְזֶה: הֵיטִיבָה בִרְצוֹנְךָ אֶת צִיּוֹן תִּבְנֶה חוֹמוֹת יְרוּשָׁלִָם: אָז תַּחְפֹּץ זִבְחֵי צֶדֶק עוֹלָה וְכָלִיל אָז יַעֲלוּ עַל מִזְבַּחֲךָ פָרִים:

برای سرپرست سرایندگان، مزموری از داوود، آنگاه که ناتان نبی نزد او آمد، پس از آنکه او نزد بَتشِبَع رفته بود. بر من رحم کن، ای خدا، بر حسب مهربانی خود: بر حسب فراوانی رحمتهای لطیف خود تعدیهای مرا محو کن. مرا از نادرستی من به تمامی بشوی، و مرا از گناهم پاک کن. زیرا من به تعدیهای خود معترفم: و گناه من همواره پیش روی من است. به تو، تنها به تو، گناه کردهام، و این بدی را در نظر تو انجام دادهام: تا آنگاه که سخن گویی عادل شمرده شوی، و آنگاه که داوری کنی پاک باشی. اینک، در نادرستی شکل گرفتم؛ و در گناه مادرم به من باردار شد. اینک، تو راستی را در باطن میخواهی: و در بخش نهان مرا حکمت خواهی آموخت. مرا با زوفا پاک کن، و طاهر خواهم شد: مرا بشوی، و از برف سفیدتر خواهم گشت. مرا شادی و خوشی بشنوان؛ تا استخوانهایی که شکستهای به وجد آیند. روی خود را از گناهان من بپوشان، و همهٔ نادرستیهای مرا محو کن. در من دلی پاک بیافرین، ای خدا؛ و روحی راست در درونم تازه گردان. مرا از حضور خود مران؛ و روح قدوس خود را از من مگیر. شادی نجات خود را به من بازگردان؛ و مرا با روح مختار خود استوار ساز. آنگاه گناهکاران را راههای تو خواهم آموخت؛ و خطاکاران به سوی تو بازخواهند گشت. مرا از خونریزی برهان، ای خدا، ای خدای نجات من: و زبان من از عدالت تو با آواز بلند خواهد سرایید. ای خداوند، لبهای مرا بگشای؛ و دهان من ستایش تو را اعلام خواهد کرد. زیرا تو قربانی را نمیخواهی؛ وگرنه آن را میدادم: تو از قربانی سوختنی خشنود نمیشوی. قربانیهای خدا روحی شکسته است: دلی شکسته و خرد، ای خدا، تو خوار نخواهی شمرد. بر صهیون به رضامندی خود نیکویی کن: دیوارهای اورشلیم را بنا کن. آنگاه از قربانیهای عدالت خشنود خواهی شد، از قربانی سوختنی و قربانی تماماً سوختنی: آنگاه گاوان نر را بر مذبح تو تقدیم خواهند کرد.

בימים שאומרים תחנון:

در روزهایی که تحنون گفته میشود:

תָקוּם תְּרַחֵם צִיּוֹן, תִּבְנֶה חוֹמוֹת יְרוּשָׁלָיִם:

برخیز، بر صهیون رحم کن: دیوارهای اورشلیم را بنا کن.

אֱלֹהֵינוּ וֵאלֹהֵי אֲבוֹתֵינוּ, מֶלֶךְ רַחֲמָן רַחֵם עָלֵינוּ, טוֹב וּמֵטִיב הִדָּרֶשׁ לָנוּ, שׁוּבָה עָלֵינוּ בַּהֲמוֹן רַחֲמֶיךָ, בִּגְלַל אָבוֹת שֶׁעָשׂוּ רְצוֹנֶךָ, בְּנֵה בֵיתְךָ כּבַתְּחִלָּה, כּוֹנֵן בֵּית מִקְדָּשְׁךָ עַל מְכוֹנוֹ, הַרְאֵנוּ בְּבִנְיָנוֹ, שַׂמְּחֵנוּ בְּתִקּוּנוֹ, וְהָשֵׁב שְׁכִינָתְךָ לְתוֹכוֹ, וְהָשֵׁב כֹּהֲנִים לַעֲבוֹדָתָם, וּלְוִיִּים לְדוּכָנָם, לְשִׁירָם וּלְזִמְרָם, וְהָשֵׁב יִשְׂרָאֵל לִנְוֵיהֶם. וְשָׁם נַעֲלֶה וְנֵרָאֶה וְנִשְׁתַּחֲוֶה לְפָנֶיךָ: יְהִי רָצוֹן מִלְּפָנֶיךָ יְהֹוָה אֱלֹהֵינוּ וֵאלֹהֵי אֲבֹתֵינוּ, שֶׁתַּעֲלֵנוּ בְּשִׂמְחָה לְאַרְצֵנוּ, וְתִטָּעֵנוּ בִּגְבוּלֵנוּ, וְשָׁם נַעֲשֶׂה לְפָנֶיךָ אֶת קָרְבְּנוֹת חֹבֹתֵינוּ, תְּמִידִים כְּסִדְרָם וּמוּסָפִים כְּהִלְכָתָם:

خدای ما و خدای پدران ما، ای پادشاه رحیم، بر ما رحم کن، نیکویی کن و ما را بجوی، با رحمت فراوان به سوی ما بازگرد، به خاطر پدران ما که ارادهٔ تو را به جا آوردند، خانهٔ خود را همچون آغاز بنا کن، هیکل خود را بر بنیادش برقرار ساز، بنای آن را به ما بنما، ما را در بازسازی آن شادمان گردان، و بگذار که حضور تو در آن بازگردد، و کاهنان را به خدمتشان بازگردان، و لاویان را به سکوی خود، به سرایش و موسیقی آنان، و بگذار که اسرائیل به مسکنهای خود بازگردد. و آنجا برخواهیم آمد و حاضر خواهیم شد و در پیشگاه تو سجده خواهیم کرد: باشد که ارادهٔ تو این باشد، ای خداوند خدای ما و خدای پدران ما، که ما را با شادی به سرزمین خود برآوری، و ما را در مرزهای خود بنشانی، و آنجا در پیشگاه تو قربانیهای واجب خود را به جا خواهیم آورد، قربانیهای دائمی بر حسب ترتیبشان و قربانیهای افزوده بر حسب قانونشان:

שִׁיר הַמַּעֲלוֹת בְּשׁוּב יְהֹוָה אֶת שִׁיבַת צִיּוֹן הָיִינוּ כְּחֹלְמִים: אָז יִמָּלֵא שְׂחוֹק פִּינוּ וּלְשׁוֹנֵנוּ רִנָּה אָז יֹאמְרוּ בַגּוֹיִם הִגְדִּיל יְהֹוָה לַעֲשׂוֹת עִם אֵלֶּה: הִגְדִּיל יְהֹוָה לַעֲשׂוֹת עִמָּנוּ הָיִינוּ שְׂמֵחִים: שׁוּבָה יְהֹוָה אֶת שְׁבִיתֵנוּ כַּאֲפִיקִים בַּנֶּגֶב: הַזֹּרְעִים בְּדִמְעָה בְּרִנָּה יִקְצֹרוּ: הָלוֹךְ יֵלֵךְ וּבָכֹה נֹשֵׂא מֶשֶׁךְ הַזָּרַע בֹּא יָבוֹא בְרִנָּה נֹשֵׂא אֲלֻמֹּתָיו:

سرود زائران. آنگاه که خداوند اسیران صهیون را بازگرداند، همچون رؤیابینان بودیم. آنگاه دهان ما از خنده پر شد، و زبان ما از سرود: آنگاه در میان امتها گفتند: خداوند برای آنان کارهای بزرگ کرده است. خداوند برای ما کارهای بزرگ کرده است؛ که از آن شادمانیم. اسیران ما را بازگردان، ای خداوند، همچون جویهای جنوب. آنان که با اشک میکارند با شادی خواهند دروید. آن که بیرون میرود و میگرید، و بذر گرانبها میبرد، بیتردید با شادمانی بازخواهد گشت، و بافههای خود را با خود خواهد آورد.