עַל נַהֲרוֹת בָּבֶל שָׁם יָשַׁבְנוּ גַּם בָּכִינוּ בְּזָכְרֵנוּ אֶת צִיּוֹן: עַל עֲרָבִים בְּתוֹכָהּ תָּלִינוּ כִּנֹּרוֹתֵינוּ: כִּי שָׁם שְׁאֵלוּנוּ שׁוֹבֵינוּ דִּבְרֵי שִׁיר וְתוֹלָלֵינוּ שִׂמְחָה שִׁירוּ לָנוּ מִשִּׁיר צִיּוֹן: אֵיךְ נָשִׁיר אֶת שִׁיר יְהֹוָה עַל אַדְמַת נֵכָר: אִם אֶשְׁכָּחֵךְ יְרוּשָׁלִָם תִּשְׁכַּח יְמִינִי: תִּדְבַּק לְשׁוֹנִי לְחִכִּי אִם לֹא אֶזְכְּרֵכִי אִם לֹא אַעֲלֶה אֶת יְרוּשָׁלִַם עַל רֹאשׁ שִׂמְחָתִי: זְכֹר יְהֹוָה לִבְנֵי אֱדוֹם אֵת יוֹם יְרוּשָׁלִָם הָאֹמְרִים עָרוּ עָרוּ עַד הַיְסוֹד בָּהּ: בַּת בָּבֶל הַשְּׁדוּדָה אַשְׁרֵי שֶׁיְשַׁלֶּם לָךְ אֶת גְּמוּלֵךְ שֶׁגָּמַלְתְּ לָנוּ: אַשְׁרֵי שֶׁיֹּאחֵז וְנִפֵּץ אֶת עֹלָלַיִךְ אֶל הַסָּלַע:
بر کنار رودهای بابِل، آنجا نشستیم، آری، گریستیم، آنگاه که صهیون را به یاد آوردیم. چنگهای خود را بر بیدهایِ میان آن آویختیم. زیرا آنجا کسانی که ما را به اسیری برده بودند از ما سرود خواستند؛ و کسانی که ما را تاراج کرده بودند از ما شادمانی خواستند، و گفتند: یکی از سرودهای صهیون را برای ما بخوانید. چگونه سرود خداوند را در سرزمینی بیگانه بخوانیم؟ اگر تو را فراموش کنم، ای اورشلیم، باشد که دست راست من مهارت خود را فراموش کند. اگر تو را به یاد نیاورم، باشد که زبانم به کام دهانم بچسبد؛ اگر اورشلیم را بر شادی اعظم خود ترجیح ندهم. به یاد آور، ای خداوند، فرزندان اَدوم را در روز اورشلیم؛ که گفتند: ویرانش کنید، ویرانش کنید، تا بنیادش. ای دختر بابِل، که به نابودی سپرده خواهی شد؛ خوشا به حال او که آنچه را با ما کردی به تو بازپرداخت کند. خوشا به حال او که کودکانت را برگیرد و بر سنگها بکوبد.
מִזְמוֹר לְאָסָף אֱלֹהִים בָּאוּ גוֹיִם בְּנַחֲלָתֶךָ טִמְּאוּ אֶת הֵיכַל קָדְשֶׁךָ שָׂמוּ אֶת יְרוּשָׁלִַם לְעִיִּים: נָתְנוּ אֶת נִבְלַת עֲבָדֶיךָ מַאֲכָל לְעוֹף הַשָּׁמָיִם בְּשַׂר חֲסִידֶיךָ לְחַיְתוֹ אָרֶץ: שָׁפְכוּ דָמָם כַּמַּיִם סְבִיבוֹת יְרוּשָׁלִָם וְאֵין קוֹבֵר: הָיִינוּ חֶרְפָּה לִשְׁכֵנֵינוּ לַעַג וָקֶלֶס לִסְבִיבוֹתֵינוּ: עַד מָה יְהֹוָה תֶּאֱנַף לָנֶצַח תִּבְעַר כְּמוֹ אֵשׁ קִנְאָתֶךָ: שְׁפֹךְ חֲמָתְךָ אֶל הַגּוֹיִם אֲשֶׁר לֹא יְדָעוּךָ וְעַל מַמְלָכוֹת אֲשֶׁר בְּשִׁמְךָ לֹא קָרָאוּ: כִּי אָכַל אֶת יַעֲקֹב וְאֶת נָוֵהוּ הֵשַׁמּוּ: אַל תִּזְכָּר לָנוּ עֲוֹנֹת רִאשֹׁנִים מַהֵר יְקַדְּמוּנוּ רַחֲמֶיךָ כִּי דַלּוֹנוּ מְאֹד: עָזְרֵנוּ אֱלֹהֵי יִשְׁעֵנוּ עַל דְּבַר כְּבוֹד שְׁמֶךָ וְהַצִּילֵנוּ וְכַפֵּר עַל חַטֹּאתֵינוּ לְמַעַן שְׁמֶךָ: לָמָּה יֹאמְרוּ הַגּוֹיִם אַיֵּה אֱלֹהֵיהֶם יִוָּדַע בַּגּוֹיִם לְעֵינֵינוּ נִקְמַת דַּם עֲבָדֶיךָ הַשָּׁפוּךְ: תָּבוֹא לְפָנֶיךָ אֶנְקַת אָסִיר כְּגֹדֶל זְרוֹעֲךָ הוֹתֵר בְּנֵי תְמוּתָה: וְהָשֵׁב לִשְׁכֵנֵינוּ שִׁבְעָתַיִם אֶל חֵיקָם חֶרְפָּתָם אֲשֶׁר חֵרְפוּךָ אֲדֹנָי: וַאֲנַחְנוּ עַמְּךָ וְצֹאן מַרְעִיתֶךָ נוֹדֶה לְּךָ לְעוֹלָם לְדֹר וָדֹר נְסַפֵּר תְּהִלָּתֶךָ:
مزموری از آساف. ای خدا، امتها به میراث تو درآمدهاند؛ معبد مقدس تو را نجس کردهاند؛ اورشلیم را به تودههای ویرانه بدل کردهاند. اجساد بندگان تو را خوراک پرندگان آسمان ساختهاند، و گوشت مقدسان تو را خوراک جانوران زمین. خون آنان را همچون آب در پیرامون اورشلیم ریختهاند؛ و کسی نبود که آنان را دفن کند. نزد همسایگان خود ننگ شدهایم، نزد آنان که گرداگرد ما هستند مایهٔ تمسخر و استهزا. تا کی، ای خداوند؟ آیا تا به ابد خشمگین خواهی بود؟ آیا غیرت تو همچون آتش خواهد سوخت؟ خشم خود را بر امتهایی که تو را نشناختهاند فرو ریز، و بر پادشاهیهایی که نام تو را نخواندهاند. زیرا یعقوب را بلعیدهاند، و مسکن او را ویران کردهاند. ای، گناهان پیشین را بر ما به یاد میاور: باشد که رحمتهای لطیف تو به زودی به یاری ما بشتابد: زیرا بسیار خوار شدهایم. ما را یاری ده، ای خدای نجات ما، برای جلال نام خود: و ما را برهان، و گناهان ما را پاک کن، به خاطر نام خود. چرا باید امتها بگویند: خدای آنان کجاست؟ باشد که در میان امتها در نظر ما شناخته شود، به انتقام خونِ بندگان تو که ریخته شده است. باشد که نالهٔ اسیر به پیشگاه تو برسد؛ بر حسب عظمت قدرت خود، آنان را که محکوم به مرگند نگاه دار؛ و به همسایگان ما هفت چندان به دامانشان ننگشان را بازگردان، ننگی که با آن تو را ننگین کردهاند، ای خداوند. پس ما قوم تو و گوسفندان مرتع تو تا به ابد تو را سپاس خواهیم گفت: ستایش تو را به همهٔ نسلها بازخواهیم گفت.
זְכֹר יְהֹוָה מֶה הָיָה לָנוּ הַבִּיטָה וּרְאֵה אֶת חֶרְפָּתֵנוּ: נַחֲלָתֵנוּ נֶהֶפְכָה לְזָרִים בָּתֵּינוּ לְנָכְרִים: יְתוֹמִים הָיִינוּ וְאֵין אָב אִמֹּתֵינוּ כְּאַלְמָנוֹת: מֵימֵינוּ בְּכֶסֶף שָׁתִינוּ עֵצֵינוּ בִּמְחִיר יָבֹאוּ: עַל צַוָּארֵנוּ נִרְדָּפְנוּ יָגַעְנוּ וְלֹא הוּנַח לָנוּ: מִצְרַיִם נָתַנּוּ יָד אַשּׁוּר לִשְׂבֹּעַ לָחֶם: אֲבֹתֵינוּ חָטְאוּ וְאֵינָם וַאֲנַחְנוּ עֲוֹנֹתֵיהֶם סָבָלְנוּ: עֲבָדִים מָשְׁלוּ בָנוּ פֹּרֵק אֵין מִיָּדָם: בְּנַפְשֵׁנוּ נָבִיא לַחְמֵנוּ מִפְּנֵי חֶרֶב הַמִּדְבָּר: עוֹרֵנוּ כְּתַנּוּר נִכְמָרוּ מִפְּנֵי זַלְעֲפוֹת רָעָב: נָשִׁים בְּצִיּוֹן עִנּוּ בְּתֻלֹת בְּעָרֵי יְהוּדָה: שָׂרִים בְּיָדָם נִתְלוּ פְּנֵי זְקֵנִים לֹא נֶהְדָּרוּ: בַּחוּרִים טְחוֹן נָשָׂאוּ וּנְעָרִים בָּעֵץ כָּשָׁלוּ: זְקֵנִים מִשַּׁעַר שָׁבָתוּ בַּחוּרִים מִנְּגִינָתָם: שָׁבַת מְשׂוֹשׂ לִבֵּנוּ נֶהְפַּךְ לְאֵבֶל מְחֹלֵנוּ: נָפְלָה עֲטֶרֶת רֹאשֵׁנוּ אוֹי נָא לָנוּ כִּי חָטָאנוּ: עַל זֶה הָיָה דָוֶה לִבֵּנוּ עַל אֵלֶּה חָשְׁכוּ עֵינֵינוּ: עַל הַר צִיּוֹן שֶׁשָּׁמֵם שׁוּעָלִים הִלְּכוּ בוֹ: אַתָּה יְהֹוָה לְעוֹלָם תֵּשֵׁב כִּסְאֲךָ לְדֹר וָדוֹר: לָמָּה לָנֶצַח תִּשְׁכָּחֵנוּ תַּעַזְבֵנוּ לְאֹרֶךְ יָמִים: הֲשִׁיבֵנוּ יְהֹוָה אֵלֶיךָ וְנָשׁוּבָה חַדֵּשׁ יָמֵינוּ כְּקֶדֶם: כִּי אִם מָאֹס מְאַסְתָּנוּ קָצַפְתָּ עָלֵינוּ עַד מְאֹד: הֲשִׁיבֵנוּ יְהֹוָה אֵלֶיךָ וְנָשׁוּבָה חַדֵּשׁ יָמֵינוּ כְּקֶדֶם:
به یاد آور، ای خداوند، آنچه را که بر ما آمده است: بنگر، و ننگ ما را ببین. میراث ما به بیگانگان واگذار شده است، خانههای ما به اجنبیان. ما یتیمان و بیپدریم، مادران ما همچون بیوهزنانند. آب خود را به پول نوشیدهایم؛ هیزم ما را به ما میفروشند. گردنهای ما زیر آزار است: زحمت میکشیم، و آسایش نداریم. به مصریان دست دادهایم، و به آشوریان، تا از نان سیر شویم. پدران ما گناه کردند، و دیگر نیستند؛ و ما بار گناهان آنان را برداشتهایم. بردگان بر ما فرمان راندهاند: کسی نیست که ما را از دست آنان برهاند. نان خود را با خطر جان به دست آوردیم به سبب شمشیر بیابان. پوست ما همچون تنور سیاه شد به سبب قحطی هولناک. زنان را در صهیون بیعصمت کردند، و دوشیزگان را در شهرهای یهودا. شاهزادگان به دست آنان بر دار شدند: روی پیران گرامی داشته نشد. جوانان را به آسیاب کشیدن بردند، و کودکان زیر بار هیزم افتادند. پیران از دروازه دست کشیدند، جوانان از نوای موسیقی خود. شادی دل ما از میان رفته است؛ رقص ما به سوگواری بدل شده است. تاج از سر ما افتاده است: وای بر ما، که گناه کردهایم! به این سبب دل ما بیتاب است؛ به سبب این چیزها چشمان ما تار شده است. به سبب کوه صهیون، که ویران است، روباهان بر آن میگردند. تو، ای خداوند، تا به ابد باقی میمانی؛ تخت تو از نسلی به نسل دیگر. چرا ما را تا به ابد فراموش میکنی، و ما را چنین مدت طولانی وامینهی؟ ما را به سوی خود بازگردان، ای خداوند، و بازخواهیم گشت؛ روزهای ما را همچون ایام پیشین نو گردان. اما تو ما را به کلی رد کردهای؛ بر ما بسیار خشمگینی.
הַבֵּט מִשָּׁמַיִם וּרְאֵה מִזְּבֻל קָדְשְׁךָ וְתִפְאַרְתֶּךָ אַיֵּה קִנְאָתְךָ וּגְבוּרֹתֶךָ הֲמוֹן מֵעֶיךָ וְרַחֲמֶיךָ אֵלַי הִתְאַפָּקוּ: כִּי אַתָּה אָבִינוּ כִּי אַבְרָהָם לֹא יְדָעָנוּ וְיִשְׂרָאֵל לֹא יַכִּירָנוּ אַתָּה יְהֹוָה אָבִינוּ גֹּאֲלֵנוּ מֵעוֹלָם שְׁמֶךָ: לָמָּה תַתְעֵנוּ יְהֹוָה מִדְּרָכֶיךָ תַּקְשִׁיחַ לִבֵּנוּ מִיִּרְאָתֶךָ שׁוּב לְמַעַן עֲבָדֶיךָ שִׁבְטֵי נַחֲלָתֶךָ: לַמִּצְעָר יָרְשׁוּ עַם קָדְשֶׁךָ צָרֵינוּ בּוֹסְסוּ מִקְדָּשֶׁךָ:
از آسمان بنگر، و از مسکن قدوسیت و جلال خود نظاره کن: غیرت تو و توانایی تو کجاست، جوشش دل تو و رحمتهای تو نسبت به من؟ آیا بازداشته شدهاند؟ بیتردید تو پدر ما هستی، هرچند ابراهیم ما را نشناسد، و اسرائیل ما را به جا نیاورد: تو، ای خداوند، پدر ما هستی، رهایندهٔ ما؛ نام تو از ازل است. ای خداوند، چرا ما را از راههای خود به گمراهی کشاندی، و دل ما را از ترس خود سخت کردی؟ به خاطر بندگان خود بازگرد، اسباط میراث خود. قوم قدوسیت تو آن را اندک زمانی در تصرف داشتند: دشمنان ما مقدس تو را پایمال کردهاند. ما از آنِ توییم: تو هرگز بر آنان فرمان نراندی؛ آنان به نام تو خوانده نشدند.
וְעַתָּה יְהֹוָה אָבִינוּ אָתָּה אֲנַחְנוּ הַחֹמֶר וְאַתָּה יֹצְרֵנוּ וּמַעֲשֵׂה יָדְךָ כֻּלָּנוּ: אַל תִּקְצֹף יְהֹוָה עַד מְאֹד וְאַל לָעַד תִּזְכֹּר עָוֹן הֵן הַבֶּט נָא עַמְּךָ כֻלָּנוּ: עָרֵי קָדְשְׁךָ הָיוּ מִדְבָּר צִיּוֹן מִדְבָּר הָיָתָה יְרוּשָׁלִַם שְׁמָמָה: בֵּית קָדְשֵׁנוּ וְתִפְאַרְתֵּנוּ אֲשֶׁר הִלְלוּךָ אֲבֹתֵינוּ הָיָה לִשְׂרֵפַת אֵשׁ וְכָל מַחֲמַדֵּינוּ הָיָה לְחָרְבָּה: הַעַל אֵלֶּה תִתְאַפַּק יְהֹוָה תֶּחֱשֶׁה וּתְעַנֵּנוּ עַד מְאֹד:
ای خداوند، تو پدر ما هستی؛ ما گِلیم، و تو کوزهگر ما؛ و همهٔ ما کارِ دست تو هستیم. بسیار سخت خشمگین مباش، ای خداوند، و گناه را تا به ابد به یاد میاور: اینک، بنگر، استدعا میکنیم، همهٔ ما قوم تو هستیم. شهرهای مقدس تو بیابانند، صهیون بیابان است، اورشلیم ویرانه. خانهٔ مقدس و زیبای ما، که پدران ما تو را در آن ستودند، به آتش سوخته است: و همهٔ چیزهای دلپسند ما ویران گشتهاند. آیا برای این چیزها خویشتن را باز خواهی داشت، ای خداوند؟ آیا خاموش خواهی ماند، و ما را بسیار سخت رنج خواهی داد؟
עַל חוֹמֹתַיִךְ יְרוּשָׁלִַם הִפְקַדְתִּי שֹׁמְרִים כָּל הַיּוֹם וְכָל הַלַּיְלָה תָּמִיד לֹא יֶחֱשׁוּ הַמַּזְכִּרִים אֶת יְהֹוָה אַל דֳּמִי לָכֶם: וְאַל תִּתְּנוּ דֳמִי לוֹ עַד יְכוֹנֵן וְעַד יָשִׂים אֶת יְרוּשָׁלִַם תְּהִלָּה בָּאָרֶץ: נִשְׁבַּע יְהֹוָה בִּימִינוֹ וּבִזְרוֹעַ עֻזּוֹ אִם אֶתֵּן אֶת דְּגָנֵךְ עוֹד מַאֲכָל לְאֹיְבַיִךְ וְאִם יִשְׁתּוּ בְנֵי נֵכָר תִּירוֹשֵׁךְ אֲשֶׁר יָגַעַתְּ בּוֹ: כִּי מְאַסְפָיו יֹאכְלֻהוּ וְהִלְלוּ אֶת יְהֹוָה וּמְקַבְּצָיו יִשְׁתֻּהוּ בְּחַצְרוֹת קָדְשִׁי:
نگهبانان بر دیوارهای تو گماشتهام، ای اورشلیم، که هرگز روز و شب خاموش نخواهند ماند: ای کسانی که خداوند را یاد میکنید، سکوت اختیار مکنید، و به او آرام مدهید، تا اورشلیم را برقرار سازد، و تا اورشلیم را مایهٔ ستایش در زمین گرداند. خداوند به دست راست خود، و به بازوی قدرت خود سوگند خورده است: بیگمان دیگر غلهٔ تو را خوراک دشمنان تو نخواهم ساخت؛ و پسران بیگانه شراب تو را که برایش زحمت کشیدهای نخواهند نوشید: بلکه کسانی که آن را گرد آوردهاند خواهند خورد، و خداوند را ستایش خواهند کرد؛ و کسانی که آن را فراهم آوردهاند آن را در صحنهای قدوسیت من خواهند نوشید.
אַתָּה תָקוּם תְּרַחֵם צִיּוֹן כִּי עֵת לְחֶנְנָהּ כִּי בָא מוֹעֵד: כִּי רָצוּ עֲבָדֶיךָ אֶת אֲבָנֶיהָ וְאֶת עֲפָרָהּ יְחֹנֵנוּ: בּוֹנֵה יְרוּשָׁלִַם יְהֹוָה נִדְחֵי יִשְׂרָאֵל יְכַנֵּס:
تو برخواهی خاست، و بر صهیون رحم خواهی کرد: زیرا زمانِ لطف بر او، آری، وقت معین، فرا رسیده است. زیرا بندگان تو از سنگهای او خشنودند، و خاک او را گرامی میدارند. پس امتها از نام خداوند خواهند ترسید، و همهٔ پادشاهان زمین از جلال تو. چون خداوند صهیون را بنا کند، در جلال خود ظاهر خواهد شد. او به دعای بینوایان توجه خواهد کرد، و دعای آنان را خوار نخواهد شمرد.