بِرِشیت (پیدایش)پاراشا #2

נֹחַ

پَرَشَت نُوَخ

پیدایش ۶:۹-۱۱:۳۲

یک خانواده، یک کشتی، و یک رنگین‌کمان: جهان پس از توفان از نو آغاز می‌شود.

پَرَشَت نُوَخ

نمای کلی

نوح دومین پارشای سفر برئشیت (کتاب پیدایش) است و داستان نخستین نسل‌های جهان را پی می‌گیرد. توفانی بزرگ زمین را می‌پوشاند تا آن را از تباهی پاک کند، و یک خانوادهٔ پرهیزگار، پناه‌گرفته در کشتی همراه با جانوران، زنده می‌ماند تا بشریت را از نو آغاز کند. از رنگین‌کمان پس از توفان تا برجِ بابل، این فصل‌ها می‌کاوند که مردم چگونه بازمی‌سازند، خدا چگونه خود را در رحمت به آفرینش پیوند می‌زند، و چگونه دودمانی که به ابرام می‌رسد آرام‌آرام شکل می‌گیرد.

جهانی به تباهی رفته

نوح مردی پرهیزگار و در نسل خود بی‌عیب است، که با خدا راه می‌رود حال آنکه جهان پیرامونش از خشونت و تباهی پر می‌شود. خدا می‌بیند که زمین ویران شده و به نوح می‌گوید که توفانی می‌آید تا آن را پاک بشوید. خدا به او فرمان می‌دهد که کشتی‌ای از چوب کوفر بسازد، اندوده به قیر، با اندازه‌های دقیق و اتاق‌های بسیار، به قدری بزرگ که خانواده‌اش و جفت‌هایی از هر جاندار را در بر گیرد. نوح باید همسرش، سه پسرش سام، حام و یافث، و همسران آنان را، همراه با خوراک برای همه، با خود بیاورد. نوح همه چیز را درست همان‌گونه که خدا فرمان می‌دهد به جا می‌آورد.

توفان بزرگ

چون همه چیز آماده می‌شود، خدا نوح و خاندانش را همراه با جانوران به کشتی می‌آورد و آنان را درون آن مهر می‌کند. باران چهل روز و چهل شب می‌بارد، و آب‌های ژرفا از زیر فوران می‌کنند تا آنکه تمام زمین پوشیده می‌شود و حتی کوه‌ها ناپدید می‌گردند. هر جاندار بر خشکی نابود می‌شود، و تنها آنان که درون کشتی‌اند زنده می‌مانند. آب‌ها ماه‌ها بر زمین بلند می‌مانند، و آن کشتی کوچک چوبی تنها بر جهانی غرق‌شده روان است.

بازگشت کبوتر

خدا نوح و همهٔ آنان را که با اویند به یاد می‌آورد، و بادی می‌فرستد تا آب‌ها فرو نشستن آغاز کنند. کشتی بر کوه‌های آرارات می‌آرامد، و نوح کلاغی و سپس کبوتری را بیرون می‌فرستد تا ببیند که آیا زمین خشک شده است. کبوتر بار نخست بازمی‌گردد، بار دوم با برگ زیتونی بازمی‌آید، و بار سوم دیگر بازنمی‌گردد، نشانی که زمین را دگربار می‌توان بر آن زیست. چون سرانجام زمین خشک می‌شود، خدا به نوح می‌گوید که با خانواده‌اش و هر جانداری کشتی را ترک کند. نوح مذبحی می‌سازد و قربانی‌ها تقدیم می‌کند، و خدا آنها را می‌پذیرد و در دل خود برمی‌آید که دیگر هرگز همهٔ جانداران را به سبب انسان نابود نکند.

پیمان رنگین‌کمان

خدا نوح و پسرانش را برکت می‌دهد و به آنان می‌گوید که بارور شوند و بار دیگر زمین را پر کنند. خدا به آدمیان اجازه می‌دهد که گوشت جانوران را بخورند اما خوردن خون را نهی می‌کند، و تقدس جان انسان را اعلام می‌دارد، زیرا هر کس به صورت خدا ساخته شده است. آنگاه خدا با نوح و با همهٔ جانداران پیمانی می‌بندد، و وعده می‌دهد که دیگر هرگز توفانی زمین را نابود نخواهد کرد. همچون نشانهٔ این وعدهٔ جاودانه، خدا رنگین‌کمان را در ابرها می‌نهد، یادآوری‌ای برای هر نسل که رحمت، داوری را باز می‌دارد.

تاکستان نوح

پس از توفان، نوح مردی کشاورز می‌شود و تاکستانی می‌کارد. از شراب آن می‌نوشد، مست می‌شود، و برهنه درون خیمهٔ خود می‌افتد. پسرش حام رسوایی پدر را می‌بیند و به برادرانش می‌گوید، اما سام و یافث ردایی برمی‌گیرند، پس‌پسکی می‌روند، و پدرشان را بی‌آنکه بدو بنگرند می‌پوشانند. چون نوح بیدار می‌شود و درمی‌یابد چه رخ داده، پسر حام، کنعان را به بندگی نفرین می‌کند و سام و یافث را برکت می‌دهد. نوح پس از توفان عمری دراز می‌کند و در سن نهصد و پنجاه سالگی می‌میرد.

ملت‌ها و برج

تورات پی می‌گیرد که چگونه پسران نوح به هفتاد خاندان و ملتی که در سراسر زمین پراکنده می‌شوند شاخه می‌زنند، هر یک با سرزمین‌ها و زبان‌های خود. با گذشت زمان همهٔ مردم یک زبان دارند و با هم در دشت شنعار مسکن می‌گزینند. آنجا برمی‌آیند که شهری و برجی سر به آسمان بسازند، تا برای خود نامی به دست آورند و از پراکنده شدن باز مانند. خدا غرور آنان را می‌بیند و زبان یگانه‌شان را به زبان‌های بسیار درهم می‌ریزد، تا دیگر یکدیگر را درنیابند، و آنان را بر روی زمین می‌پراکند. آن مکان را بابل می‌نامند، زیرا خدا آنجا گفتار یگانهٔ همهٔ جهان را درهم ریخت.

دودمان ابرام

پارشا با پی‌گیری نسل‌ها از سام در گذر سال‌ها تا مردی به نام تارح به پایان می‌رسد. تارح پدر سه پسر است، که ابرام در میان آنان است، و ابرام سارای را به همسری می‌گیرد، زنی که نمی‌تواند فرزند بیاورد. تارح ابرام، سارای و نوه‌اش لوط را گرد می‌آورد و از اور کلدانیان به سوی سرزمین کنعان راه می‌افتد. در راه در جایی به نام حاران مسکن می‌گزینند، و تارح آنجا سال‌های باقی‌ماندهٔ خود را می‌زید و می‌میرد. صحنه آرام‌آرام برای ابرام آماده می‌شود، که سفر خودِ او در پارشای هفتهٔ آینده، لخ‌لخا، آغاز می‌شود.

موضوعات کلیدی

  • پرهیزگاری می‌تواند استوار بماند حتی وقتی سراسر جهان راه را گم کرده است.
  • پس از داوری، خدا نوسازی را برمی‌گزیند و پیمان می‌بندد که دیگر نابود نکند.
  • رنگین‌کمان نشانی پایدار است که رحمت از داوری دیرپاتر است.
  • جان انسان مقدس است، زیرا هر کس صورت خدا را در خود دارد.
  • یگانگیِ رو به غرور می‌پراکند؛ زمین برای پر شدن است، نه سرکشی.

هفتارا

رسم اَشکِناز

هفطارا، اشعیا ۵۴:۱ - ۵۵:۵، از آن رو برگزیده شده که پیامبر وعدهٔ محبت پایدار خدا را با سوگندی می‌سنجد که پس از توفان یاد شد، آنگاه که خدا سوگند خورد که آب‌های نوح دیگر هرگز زمین را نخواهند پوشاند. همان‌گونه که خدا با رنگین‌کمان خود را به آفرینش پیوند زد، اشعیا پیمان صلحی با قوم خود اعلام می‌دارد که هرگز نمی‌تواند لرزانده شود.

رسم سِفاراد

هفطارا، اشعیا ۵۴:۱-۱۰، از آن رو برگزیده شده که پیامبر وعدهٔ محبت پایدار خدا را با سوگندی می‌سنجد که پس از توفان یاد شد، آنگاه که خدا سوگند خورد که آب‌های نوح دیگر هرگز زمین را نخواهند پوشاند. همان‌گونه که خدا با رنگین‌کمان خود را به آفرینش پیوند زد، اشعیا پیمان صلحی با قوم خود اعلام می‌دارد که هرگز نمی‌تواند لرزانده شود.

کتاب

بِرِشیت (پیدایش) (בראשית)

فصل‌ها

پیدایش ۶:۹-۱۱:۳۲

בראשית ו׳:ט׳ - י״א:ל״ב

خواندن پَرَشَت نُوَخ در اپلیکیشن

خواندن تورات را دنبال کنید، ترجمه‌ها را ببینید و تفاسیر را در اپلیکیشن Am Hazak کاوش کنید.

باز کردن در Am Hazak

متن تورات را بخوانید

متن عبری فصل‌های تورات مربوط به این پاراشا را بخوانید.

بیشتر از بِرِشیت (پیدایش)