אַשְׁרֵי תְמִימֵי דָרֶךְ הַהֹלְכִים בְּתוֹרַת יְהוָה:
خوشا به حال آنان که راهشان کامل است، که با شریعت خداوند راه می روند.
אַשְׁרֵי נֹצְרֵי עֵדֹתָיו בְּכָל לֵב יִדְרְשׁוּהוּ:
خوشا به حال آنان که شهادات او را نگاه می دارند؛ که او را با تمام دل می جویند.
אַף לֹא פָעֲלוּ עַוְלָה בִּדְרָכָיו הָלָכוּ:
نه تنها هیچ بی عدالتی نکرده اند، بلکه در راه های او رفته اند.
אַתָּה צִוִּיתָה פִקֻּדֶיךָ לִשְׁמֹר מְאֹד:
تو احکام خود را فرمان دادی، تا با کوشش نگاه داشته شوند.
אַחֲלַי יִכֹּנוּ דְרָכָי לִשְׁמֹר חֻקֶּיךָ:
نیایش من آن است که راه هایم استوار گردد، تا فرایض تو را نگاه دارم.
אָז לֹא אֵבוֹשׁ בְּהַבִּיטִי אֶל כָּל מִצְוֹתֶיךָ:
آنگاه شرمسار نخواهم شد چون به همه فرمان های تو بنگرم.
אוֹדְךָ בְּיֹשֶׁר לֵבָב בְּלָמְדִי מִשְׁפְּטֵי צִדְקֶךָ:
تو را با دلی راست سپاس خواهم گفت چون داوری های عدالت تو را بیاموزم.
אֶת חֻקֶּיךָ אֶשְׁמֹר אַל תַּעַזְבֵנִי עַד מְאֹד:
فرایض تو را نگاه خواهم داشت؛ مرا به کلی ترک مکن.
(פ) בַּמֶּה יְזַכֶּה נַּעַר אֶת אָרְחוֹ לִשְׁמֹר כִּדְבָרֶךָ:
جوان به چه گونه راه خود را پاک سازد؟ به این که بر حسب کلام تو رفتار کند.
בְּכָל לִבִּי דְרַשְׁתִּיךָ אַל תַּשְׁגֵּנִי מִמִּצְוֹתֶיךָ:
با تمام دل تو را جستم؛ مگذار از فرمان های تو منحرف شوم.
בְּלִבִּי צָפַנְתִּי אִמְרָתֶךָ לְמַעַן לֹא אֶחֱטָא לָךְ:
کلام تو را در دل خود نهان کردم، تا بر تو گناه نکنم.
בָּרוּךְ אַתָּה יְהוָה לַמְּדֵנִי חֻקֶּיךָ:
مبارک هستی تو، ای خداوند؛ فرایض خود را به من بیاموز.
בִּשְׂפָתַי סִפַּרְתִּי כֹּל מִשְׁפְּטֵי פִיךָ:
با لب های خود همه داوری های دهان تو را بازگفتم.
בְּדֶרֶךְ עֵדְוֹתֶיךָ שַׂשְׂתִּי כְּעַל כָּל הוֹן:
در راه شهادات تو شادی کردم، چنان که گویی بر همه ثروت ها.
בְּפִקֻּדֶיךָ אָשִׂיחָה וְאַבִּיטָה אֹרְחֹתֶיךָ:
درباره احکام تو گفت و گو خواهم کرد و به راه های تو خواهم نگریست.
בְּחֻקֹּתֶיךָ אֶשְׁתַּעֲשָׁע לֹא אֶשְׁכַּח דְּבָרֶךָ:
به فرایض تو مشغول خواهم شد؛ کلام تو را فراموش نخواهم کرد.
(פ) גְּמֹל עַל עַבְדְּךָ אֶחְיֶה וְאֶשְׁמְרָה דְבָרֶךָ:
بر بنده خود مهربانی کن؛ زنده خواهم ماند و کلام تو را نگاه خواهم داشت.
גַּל עֵינַי וְאַבִּיטָה נִפְלָאוֹת מִתּוֹרָתֶךָ:
چشمانم را بگشا تا چیزهای نهان را از تورات تو بنگرم.
גֵּר אָנֹכִי בָאָרֶץ אַל תַּסְתֵּר מִמֶּנִּי מִצְוֹתֶיךָ:
من در این سرزمین بیگانه ام؛ فرمان های خود را از من پنهان مکن.
גָּרְסָה נַפְשִׁי לְתַאֲבָה אֶל מִשְׁפָּטֶיךָ בְכָל עֵת:
جانم از اشتیاق به داوری های تو در هر زمان در هم شکسته است.
גָּעַרְתָּ זֵדִים אֲרוּרִים הַשֹּׁגִים מִמִּצְוֹתֶיךָ:
گناهکاران سرکش ملعون را که از فرمان های تو منحرف می شوند، نکوهش خواهی کرد.
גַּל מֵעָלַי חֶרְפָּה וָבוּז כִּי עֵדֹתֶיךָ נָצָרְתִּי:
ننگ و خواری را از من بردار، زیرا شهادات تو را نگاه داشتم.
גַּם יָשְׁבוּ שָׂרִים בִּי נִדְבָּרוּ עַבְדְּךָ יָשִׂיחַ בְּחֻקֶּיךָ:
هر چند بزرگان نشستند و درباره من سخن گفتند، بنده تو درباره فرایض تو گفت و گو کرد.
גַּם עֵדֹתֶיךָ שַׁעֲשֻׁעָי אַנְשֵׁי עֲצָתִי:
همچنین شهادات تو مشغله من است، مشاوران من.
(פ) דָּבְקָה לֶעָפָר נַפְשִׁי חַיֵּנִי כִּדְבָרֶךָ:
جانم به خاک چسبیده است؛ بر حسب کلام خود مرا زنده کن.
דְּרָכַי סִפַּרְתִּי וַתַּעֲנֵנִי לַמְּדֵנִי חֻקֶּיךָ:
راه های خود را بازگفتم و مرا پاسخ دادی؛ فرایض خود را به من بیاموز.
דֶּרֶךְ פִּקּוּדֶיךָ הֲבִינֵנִי וְאָשִׂיחָה בְּנִפְלְאוֹתֶיךָ:
احکام خود را به من بفهمان، و درباره شگفتی های تو سخن خواهم گفت.
דָּלְפָה נַפְשִׁי מִתּוּגָה קַיְּמֵנִי כִּדְבָרֶךָ:
جانم از غم آب می شود؛ بر حسب کلام خود مرا استوار ساز.
דֶּרֶךְ שֶׁקֶר הָסֵר מִמֶּנִּי וְתוֹרָתְךָ חָנֵּנִי:
راه دروغ را از من دور کن، و با تورات خود بر من لطف کن.
דֶּרֶךְ אֱמוּנָה בָחָרְתִּי מִשְׁפָּטֶיךָ שִׁוִּיתִי:
راه ایمان را برگزیدم؛ داوری های تو را پیش روی خود نهادم.
דָּבַקְתִּי בְעֵדְוֹתֶיךָ יְהוָה אַל תְּבִישֵׁנִי:
به شهادات تو چسبیدم؛ ای خداوند، مرا شرمسار مساز.
דֶּרֶךְ מִצְוֹתֶיךָ אָרוּץ כִּי תַרְחִיב לִבִּי:
در راه فرمان های تو خواهم دوید، زیرا فهم مرا فراخ خواهی ساخت.
(פ) הוֹרֵנִי יְהוָה דֶּרֶךְ חֻקֶּיךָ וְאֶצְּרֶנָּה עֵקֶב:
مرا، ای خداوند، در راه فرایض خود تعلیم ده، و آن را در هر گام نگاه خواهم داشت.
הֲבִינֵנִי וְאֶצְּרָה תוֹרָתֶךָ וְאֶשְׁמְרֶנָּה בְכָל לֵב:
مرا توانا ساز تا بفهمم و تورات تو را نگاه دارم، و آن را با تمام دل نگاه خواهم داشت.
הַדְרִיכֵנִי בִּנְתִיב מִצְוֹתֶיךָ כִּי בוֹ חָפָצְתִּי:
مرا در راه فرمان های خود هدایت کن، زیرا آن را خواستم.
הַט לִבִּי אֶל עֵדְוֹתֶיךָ וְאַל אֶל בָּצַע:
دلم را به شهادات خود متمایل ساز، نه به سود مالی.
הַעֲבֵר עֵינַי מֵרְאוֹת שָׁוְא בִּדְרָכֶךָ חַיֵּנִי:
چشمانم را از دیدن باطل برگردان؛ با راه های خود مرا استوار ساز.
הָקֵם לְעַבְדְּךָ אִמְרָתֶךָ אֲשֶׁר לְיִרְאָתֶךָ:
برای بنده خود کلام خود را که برای ترس از توست، به انجام رسان.
הַעֲבֵר חֶרְפָּתִי אֲשֶׁר יָגֹרְתִּי כִּי מִשְׁפָּטֶיךָ טוֹבִים:
ننگ مرا که از آن می ترسیدم بردار، زیرا داوری های تو نیکوست.
הִנֵּה תָּאַבְתִּי לְפִקֻּדֶיךָ בְּצִדְקָתְךָ חַיֵּנִי:
اینک، مشتاق احکام تو بودم؛ با عدالت خود مرا استوار ساز.
(פ) וִיבֹאֻנִי חֲסָדֶךָ יְהוָה תְּשׁוּעָתְךָ כְּאִמְרָתֶךָ:
و اعمال مهربانی تو بر من فرود آید، ای خداوند، نجات تو بر حسب کلام تو.
וְאֶעֱנֶה חֹרְפִי דָבָר כִּי בָטַחְתִּי בִּדְבָרֶךָ:
و به آنان که مرا ننگین می سازند سخنی پاسخ خواهم داد، زیرا بر کلام تو توکل کردم.
וְאַל תַּצֵּל מִפִּי דְבַר אֱמֶת עַד מְאֹד כִּי לְמִשְׁפָּטֶךָ יִחָלְתִּי:
و کلام راستی را به کلی از دهان من مگیر، زیرا به سخنان تو امید بستم.
וְאֶשְׁמְרָה תוֹרָתְךָ תָמִיד לְעוֹלָם וָעֶד:
و تورات تو را پیوسته، تا ابدالآباد نگاه خواهم داشت.
וְאֶתְהַלְּכָה בָרְחָבָה כִּי פִקֻּדֶיךָ דָרָשְׁתִּי:
و در راه های فراخ راه خواهم رفت، زیرا احکام تو را جستم.
וַאֲדַבְּרָה בְעֵדֹתֶיךָ נֶגֶד מְלָכִים וְלֹא אֵבוֹשׁ:
و درباره شهادات تو در حضور پادشاهان سخن خواهم گفت و شرمسار نخواهم شد.
וְאֶשְׁתַּעֲשַׁע בְּמִצְוֹתֶיךָ אֲשֶׁר אָהָבְתִּי:
و به فرمان های تو که آنها را دوست می دارم خواهم پرداخت.
וְאֶשָּׂא כַפַּי אֶל מִצְוֹתֶיךָ אֲשֶׁר אָהָבְתִּי וְאָשִׂיחָה בְחֻקֶּיךָ:
و دستان خود را به فرمان های تو که آنها را دوست می دارم برخواهم افراشت و درباره فرایض تو گفت و گو خواهم کرد.
(פ) זְכֹר דָּבָר לְעַבְדֶּךָ עַל אֲשֶׁר יִחַלְתָּנִי:
کلامی را که به آن به من امید دادی، به بنده خود به یاد آور.
זֹאת נֶחָמָתִי בְעָנְיִי כִּי אִמְרָתְךָ חִיָּתְנִי:
این است تسلی من در رنجم، زیرا کلام تو مرا استوار ساخته است.
זֵדִים הֱלִיצֻנִי עַד מְאֹד מִתּוֹרָתְךָ לֹא נָטִיתִי:
گناهکاران سرکش مرا بسیار ریشخند کردند؛ از تورات تو روی نگرداندم.
זָכַרְתִּי מִשְׁפָּטֶיךָ מֵעוֹלָם יְהוָה וָאֶתְנֶחָם:
داوری های دیرین تو را، ای خداوند، به یاد آوردم و تسلی یافتم.
זַלְעָפָה אֲחָזַתְנִי מֵרְשָׁעִים עֹזְבֵי תּוֹרָתֶךָ:
لرزه مرا فراگرفت به سبب شریرانی که تورات تو را ترک کردند.
זְמִרוֹת הָיוּ לִי חֻקֶּיךָ בְּבֵית מְגוּרָי:
فرایض تو برای من چون سرودها در خانه غربتم بود.
זָכַרְתִּי בַלַּיְלָה שִׁמְךָ יְהוָה וָאֶשְׁמְרָה תּוֹרָתֶךָ:
شب هنگام نام تو را، ای خداوند، به یاد آوردم و تورات تو را نگاه داشتم.
זֹאת הָיְתָה לִּי כִּי פִקֻּדֶיךָ נָצָרְתִּי:
این برای من رخ داد، زیرا احکام تو را نگاه داشتم.
(פ) חֶלְקִי יְהוָה אָמַרְתִּי לִשְׁמֹר דְּבָרֶיךָ:
گفتم: «خداوند نصیب من است»، تا کلام تو را نگاه دارم.
חִלִּיתִי פָנֶיךָ בְכָל לֵב חָנֵּנִי כְּאִמְרָתֶךָ:
با تمام دل از تو التماس کردم؛ بر حسب کلام خود بر من لطف کن.
חִשַּׁבְתִּי דְרָכָי וָאָשִׁיבָה רַגְלַי אֶל עֵדֹתֶיךָ:
در راه های خود اندیشیدم و پاهای خود را به سوی شهادات تو بازگرداندم.
חַשְׁתִּי וְלֹא הִתְמַהְמָהְתִּי לִשְׁמֹר מִצְוֹתֶיךָ:
شتافتم و درنگ نکردم تا فرمان های تو را نگاه دارم.
חֶבְלֵי רְשָׁעִים עִוְּדֻנִי תּוֹרָתְךָ לֹא שָׁכָחְתִּי:
دسته های شریران مرا غارت کردند؛ تورات تو را فراموش نکردم.
חֲצוֹת לַיְלָה אָקוּם לְהוֹדוֹת לָךְ עַל מִשְׁפְּטֵי צִדְקֶךָ:
نیمه شب برمی خیزم تا تو را برای داوری های عادلانه ات سپاس گویم.
חָבֵר אָנִי לְכָל אֲשֶׁר יְרֵאוּךָ וּלְשֹׁמְרֵי פִּקּוּדֶיךָ:
من همراه همه کسانی هستم که از تو می ترسند و احکام تو را نگاه می دارند.
חַסְדְּךָ יְהוָה מָלְאָה הָאָרֶץ חֻקֶּיךָ לַמְּדֵנִי:
ای خداوند، زمین از مهربانی تو پر است؛ فرایض خود را به من بیاموز.
(פ) טוֹב עָשִׂיתָ עִם עַבְדְּךָ יְהוָה כִּדְבָרֶךָ:
با بنده خود، ای خداوند، بر حسب کلام خود نیکی کردی.
טוּב טַעַם וָדַעַת לַמְּדֵנִי כִּי בְמִצְוֹתֶיךָ הֶאֱמָנְתִּי:
بهترین فهم و دانش را به من بیاموز، زیرا به فرمان های تو ایمان دارم.
טֶרֶם אֶעֱנֶה אֲנִי שֹׁגֵג וְעַתָּה אִמְרָתְךָ שָׁמָרְתִּי:
پیش از آنکه بازگویم، خطا کردم، اما اکنون کلام تو را نگاه می دارم.
טוֹב אַתָּה וּמֵטִיב לַמְּדֵנִי חֻקֶּיךָ:
تو نیکویی و نیکی می کنی؛ فرایض خود را به من بیاموز.
טָפְלוּ עָלַי שֶׁקֶר זֵדִים אֲנִי בְּכָל לֵב אֱצֹּר פִּקּוּדֶיךָ:
گناهکاران سرکش بر من تهمت های دروغ بستند، اما من احکام تو را با تمام دل نگاه می دارم.
טָפַשׁ כַּחֵלֶב לִבָּם אֲנִי תּוֹרָתְךָ שִׁעֲשָׁעְתִּי:
دل ایشان چون پیه فربه است، اما من به تورات تو می پردازم.
טוֹב לִי כִי עֻנֵּיתִי לְמַעַן אֶלְמַד חֻקֶּיךָ:
برای من نیکو بود که رنج کشیدم، تا فرایض تو را بیاموزم.
טוֹב לִי תוֹרַת פִּיךָ מֵאַלְפֵי זָהָב וָכָסֶף:
تعلیم دهان تو برای من از هزاران طلا و نقره بهتر است.
(פ) יָדֶיךָ עָשׂוּנִי וַיְכוֹנְנוּנִי הֲבִינֵנִי וְאֶלְמְדָה מִצְוֹתֶיךָ:
دستان تو مرا ساخت و شکل داد؛ مرا توانا ساز تا بفهمم و فرمان های تو را بیاموزم.
יְרֵאֶיךָ יִרְאוּנִי וְיִשְׂמָחוּ כִּי לִדְבָרְךָ יִחָלְתִּי:
ترسندگان تو مرا خواهند دید و شادمان خواهند شد، زیرا به کلام تو امید بستم.
יָדַעְתִּי יְהוָה כִּי צֶדֶק מִשְׁפָּטֶיךָ וֶאֱמוּנָה עִנִּיתָנִי:
می دانم، ای خداوند، که داوری های تو عادلانه است، و به وفاداری مرا رنج دادی.
יְהִי נָא חַסְדְּךָ לְנַחֲמֵנִי כְּאִמְרָתְךָ לְעַבְדֶּךָ:
مهربانی تو اکنون برای تسلی من باد، چنان که کلام تو به بنده توست.
יְבֹאוּנִי רַחֲמֶיךָ וְאֶחְיֶה כִּי תוֹרָתְךָ שַׁעֲשֻׁעָי:
رحمت تو بر من آید تا زنده بمانم، زیرا تورات تو مشغله من است.
יֵבֹשׁוּ זֵדִים כִּי שֶׁקֶר עִוְּתוּנִי אֲנִי אָשִׂיחַ בְּפִקּוּדֶיךָ:
گناهکاران سرکش شرمسار شوند، زیرا مرا به ناحق محکوم کردند؛ من درباره احکام تو گفت و گو خواهم کرد.
יָשׁוּבוּ לִי יְרֵאֶיךָ (וידעו) וְיֹדְעֵי עֵדֹתֶיךָ:
ترسندگان تو و آنان که شهادات تو را می دانند، به سوی من بازگردند.
יְהִי לִבִּי תָמִים בְּחֻקֶּיךָ לְמַעַן לֹא אֵבוֹשׁ:
دلم در فرایض تو کامل باد، تا شرمسار نشوم.
(פ) כָּלְתָה לִתְשׁוּעָתְךָ נַפְשִׁי לִדְבָרְךָ יִחָלְתִּי:
جانم مشتاق نجات توست؛ به کلام تو امید دارم.
כָּלוּ עֵינַי לְאִמְרָתֶךָ לֵאמֹר מָתַי תְּנַחֲמֵנִי:
چشمانم مشتاق کلام توست و می گویم: «کی مرا تسلی خواهی داد؟»
כִּי הָיִיתִי כְּנֹאד בְּקִיטוֹר חֻקֶּיךָ לֹא שָׁכָחְתִּי:
زیرا چون مشک در دود شده ام؛ فرایض تو را فراموش نکرده ام.
כַּמָּה יְמֵי עַבְדֶּךָ מָתַי תַּעֲשֶׂה בְרֹדְפַי מִשְׁפָּט:
روزهای بنده تو چند است؟ کی بر تعقیب کنندگانم داوری خواهی کرد؟
כָּרוּ לִי זֵדִים שִׁיחוֹת אֲשֶׁר לֹא כְתוֹרָתֶךָ:
گناهکاران سرکش برای من چاه ها کندند، که بر طبق تورات تو نیست.
כָּל מִצְוֹתֶיךָ אֱמוּנָה שֶׁקֶר רְדָפוּנִי עָזְרֵנִי:
همه فرمان های تو امین است؛ مرا به ناحق تعقیب کردند؛ مرا یاری کن.
כִּמְעַט כִּלּוּנִי בָאָרֶץ וַאֲנִי לֹא עָזַבְתִּי פִקֻּודֶיךָ:
نزدیک بود مرا بر زمین نابود کنند، اما من احکام تو را ترک نکردم.
כְּחַסְדְּךָ חַיֵּנִי וְאֶשְׁמְרָה עֵדוּת פִּיךָ:
بر حسب مهربانی خود مرا استوار ساز، و شهادت دهان تو را نگاه خواهم داشت.
(פ) לְעוֹלָם יְהוָה דְּבָרְךָ נִצָּב בַּשָּׁמָיִם:
تا ابد، ای خداوند، کلام تو در آسمان ها استوار است.
לְדֹר וָדֹר אֱמוּנָתֶךָ כּוֹנַנְתָּ אֶרֶץ וַתַּעֲמֹד:
وفاداری تو نسل اندر نسل است؛ زمین را بنیاد نهادی و پایدار است.
לְמִשְׁפָּטֶיךָ עָמְדוּ הַיּוֹם כִּי הַכֹּל עֲבָדֶיךָ:
برای داوری های تو امروز برپا ایستاده اند، زیرا همه بندگان تواند.
לוּלֵי תוֹרָתְךָ שַׁעֲשֻׁעָי אָז אָבַדְתִּי בְעָנְיִי:
اگر تورات تو مشغله من نبود، در رنج خود هلاک می شدم.
לְעוֹלָם לֹא אֶשְׁכַּח פִּקּוּדֶיךָ כִּי בָם חִיִּיתָנִי:
احکام تو را هرگز فراموش نخواهم کرد، زیرا با آنها مرا استوار ساخته ای.
לְךָ אֲנִי הוֹשִׁיעֵנִי כִּי פִקּוּדֶיךָ דָרָשְׁתִּי:
من از آن توام؛ مرا نجات ده، زیرا احکام تو را جستم.
לִי קִוּוּ רְשָׁעִים לְאַבְּדֵנִי עֵדֹתֶיךָ אֶתְבּוֹנָן:
درباره من: شریران امید داشتند مرا نابود کنند؛ من در شهادات تو خواهم اندیشید.
לְכָל תִּכְלָה רָאִיתִי קֵץ רְחָבָה מִצְוָתְךָ מְאֹד:
هر چیز محدودی را پایانی دیده ام؛ فرمان های تو بسیار فراخ است.
(פ) מָה אָהַבְתִּי תוֹרָתֶךָ כָּל הַיּוֹם הִיא שִׂיחָתִי:
تورات تو را چه بسیار دوست می دارم! تمام روز سخن من است.
מֵאֹיְבַי תְּחַכְּמֵנִי מִצְוֹתֶךָ כִּי לְעוֹלָם הִיא לִי:
هر یک از فرمانهای تو مرا از دشمنانم داناتر میسازد، زیرا همواره از آنِ من است.
מִכָּל מְלַמְּדַי הִשְׂכַּלְתִּי כִּי עֵדְוֹתֶיךָ שִׂיחָה לִֿי:
از همهٔ آموزگارانم بصیرت یافتم، زیرا شهادتهای تو سخن من است.
מִזְּקֵנִים אֶתְבּוֹנָן כִּי פִקּוּדֶיךָ נָצָרְתִּי:
از پیران دانا فهم میآموزم، زیرا فرمانهای تو را نگاه داشتم.
מִכָּל אֹרַח רָע כָּלִאתִי רַגְלָי לְמַעַן אֶשְׁמֹר דְּבָרֶךָ:
پایهای خود را از هر راه بد بازداشتم تا کلام تو را نگاه دارم.
מִמִּשְׁפָּטֶיךָ לֹא סָרְתִּי כִּי אַתָּה הוֹרֵתָנִי:
از داوریهای تو روی نگرداندم، زیرا تو مرا هدایت کردی.
מַה נִּמְלְצוּ לְחִכִּי אִמְרָתֶךָ מִדְּבַשׁ לְפִי:
کلام تو به کام من چه شیرین است، بیش از عسل به دهانم!
מִפִּקּוּדֶיךָ אֶתְבּוֹנָן עַל כֵּן שָׂנֵאתִי כָּל אֹרַח שָׁקֶר:
از فرمانهای تو فهم خواهم یافت؛ از این رو از همهٔ راههای دروغ نفرت دارم.
(פ) נֵר לְרַגְלִי דְבָרֶךָ וְאוֹר לִנְתִיבָתִי:
کلام تو چراغی برای پای من است و نوری برای راه من.
נִשְׁבַּעְתִּי וָאֲקַיֵּמָה לִשְׁמֹר מִשְׁפְּטֵי צִדְקֶךָ:
سوگند خوردم و به جا آوردم که داوریهای عدل تو را نگاه دارم.
נַעֲנֵיתִי עַד מְאֹד יְהוָה חַיֵּנִי כִדְבָרֶךָ:
بسیار خوار شدهام؛ ای خداوند، مرا بر طبق کلام خود زنده دار.
נִדְבוֹת פִּי רְצֵה נָא יְהוָה וּמִשְׁפָּטֶיךָ לַמְּדֵנִי:
قربانیهای داوطلبانهٔ دهانم را اکنون بپذیر، ای خداوند، و داوریهای خود را به من بیاموز.
נַפְשִׁי בְכַפִּי תָמִיד וְתוֹרָתְךָ לֹא שָׁכָחְתִּי:
جان من پیوسته در کف من است، و تورات تو را فراموش نکردهام.
נָתְנוּ רְשָׁעִים פַּח לִי וּמִפִּקּוּדֶיךָ לֹא תָעִיתִי:
شریران دامی برای من نهادند، اما من از فرمانهای تو منحرف نشدم.
נָחַלְתִּי עֵדְוֹתֶיךָ לְעוֹלָם כִּי שְׂשׂוֹן לִבִּי הֵמָּה:
شهادتهای تو را تا به ابد به میراث بردم، زیرا آنها شادی دل من است.
נָטִיתִי לִבִּי לַעֲשׂוֹת חֻקֶּיךָ לְעוֹלָם עֵקֶב:
دل خود را مایل ساختم که فرایض تو را تا به ابد بر راههایشان به جا آورم.
(פ) סֵעֲפִים שָׂנֵאתִי וְתוֹרָתְךָ אָהָבְתִּי:
از کسانی که اندیشههای شریرانه میپرورند نفرت دارم، اما تورات تو را دوست میدارم.
סִתְרִי וּמָגִנִּי אָתָּה לִדְבָרְךָ יִחָלְתִּי:
تو پناه و سپر من هستی؛ به کلام تو امید بستم.
סוּרוּ מִמֶּנִּי מְרֵעִים וְאֶצְּרָה מִצְוֹת אֱלֹהָי:
ای بدکاران، از من دور شوید، تا فرمانهای خدای خود را نگاه دارم.
סָמְכֵנִי כְאִמְרָתְךָ וְאֶחְיֶה וְאַל תְּבִישֵׁנִי מִשִּׂבְרִי:
مرا بر طبق کلام خود استوار دار تا زنده بمانم، و مرا به سبب امیدم شرمنده مساز.
סְעָדֵנִי וְאִוָּשֵׁעָה וְאֶשְׁעָה בְחֻקֶּיךָ תָמִיד:
مرا نگاه دار تا نجات یابم، و پیوسته در فرایض تو تأمل خواهم کرد.
סָלִיתָ כָּל שׁוֹגִים מֵחֻקֶּיךָ כִּי שֶׁקֶר תַּרְמִיתָם:
همهٔ کسانی را که از فرایض تو منحرف میشوند پایمال کردی، زیرا فریب ایشان باطل است.
סִגִים הִשְׁבַּתָּ כָל רִשְׁעֵי אָרֶץ לָכֵן אָהַבְתִּי עֵדֹתֶיךָ:
همهٔ شریران زمین را همچون درد دور انداختی؛ از این رو شهادتهای تو را دوست میدارم.
סָמַר מִפַּחְדְּךָ בְשָׂרִי וּמִמִּשְׁפָּטֶיךָ יָרֵאתִי:
جسم من از ترس تو میلرزد، و از داوریهای تو هراسانم.
(פ) עָשִׂיתִי מִשְׁפָּט וָצֶדֶק בַּל תַּנִּיחֵנִי לְעֹשְׁקָי:
عدالت و راستی به جا آوردم؛ مرا به ستمگرانم وامگذار.
עֲרֹב עַבְדְּךָ לְטוֹב אַל יַעַשְׁקֻנִי זֵדִים:
برای بندهٔ خود ضامن نیکی باش؛ مگذار که متکبران بر من ستم کنند.
עֵינַי כָּלוּ לִישׁוּעָתֶךָ וּלְאִמְרַת צִדְקֶךָ:
چشمانم در آرزوی نجات تو و کلام عدل تو به سستی گرایید.
עֲשֵׂה עִם עַבְדְּךָ כְחַסְדֶּךָ וְחֻקֶּיךָ לַמְּדֵנִי:
با بندهٔ خود بر طبق مهربانی خود رفتار کن، و فرایض خود را به من بیاموز.
עַבְדְּךָ אָנִי הֲבִינֵנִי וְאֵדְעָה עֵדֹתֶיךָ:
من بندهٔ تو هستم؛ مرا فهم عطا کن، تا شهادتهای تو را بدانم.
עֵת לַעֲשׂוֹת לַיהוָה הֵפֵרוּ תּוֹרָתֶךָ:
وقت آن است که خداوند عمل کند؛ ایشان تورات تو را باطل ساختهاند.
עַל כֵּן אָהַבְתִּי מִצְוֹתֶיךָ מִזָּהָב וּמִפָּז:
زیرا فرمانهای تو را بیش از طلا، حتی بیش از زر ناب، دوست داشتم.
עַל כֵּן כָּל פִּקּוּדֵי כֹל יִשָּׁרְתִּי כָּל אֹרַח שֶׁקֶר שָׂנֵאתִי:
زیرا همهٔ فرمانهای تو را در هر چیز راست شمردم؛ و از هر راه دروغ نفرت داشتم.
(פ) פְּלָאוֹת עֵדְוֹתֶיךָ עַל כֵּן נְצָרָתַם נַפְשִׁי:
شهادتهای تو شگفتانگیز است؛ از این رو جان من آنها را نگاه داشت.
פֵּתַח דְּבָרֶיךָ יָאִיר מֵבִין פְּתָיִים:
آغاز کلام تو روشنی میبخشد؛ تو سادهدلان را فهم میدهی.
פִּי פָעַרְתִּי וָאֶשְׁאָפָה כִּי לְמִצְוֹתֶיךָ יָאָבְתִּי:
دهان خود را گشودم و نفسزنان آرزو کردم، زیرا مشتاق فرمانهای تو بودم.
פְּנֵה אֵלַי וְחָנֵּנִי כְּמִשְׁפָּט לְאֹהֲבֵי שְׁמֶךָ:
به من توجه کن و بر من رحم کن، چنانکه عادت توست با دوستداران نام تو.
פְּעָמַי הָכֵן בְּאִמְרָתֶךָ וְאַל תַּשְׁלֶט בִּי כָל אָוֶן:
گامهایم را با کلام خود استوار ساز، و مگذار که هیچ گناهی بر من تسلط یابد.
פְּדֵנִי מֵעֹשֶׁק אָדָם וְאֶשְׁמְרָה פִּקּוּדֶיךָ:
مرا از ستم انسان رهایی ده، تا فرمانهای تو را نگاه دارم.
פָּנֶיךָ הָאֵר בְּעַבְדֶּךָ וְלַמְּדֵנִי אֶת חֻקֶּיךָ:
روی خود را بر بندهٔ خود تابان ساز و فرایض خود را به من بیاموز.
פַּלְגֵי מַיִם יָרְדוּ עֵינָי עַל לֹא שָׁמְרוּ תוֹרָתֶךָ:
از چشمانم جویهای آب جاری شد، زیرا تورات تو را نگاه نداشتند.
(פ) צַדִּיק אַתָּה יְהוָה וְיָשָׁר מִשְׁפָּטֶיךָ:
ای خداوند، تو عادل هستی، و داوریهای تو راست است.
צִוִּיתָ צֶדֶק עֵדֹתֶיךָ וֶאֱמוּנָה מְאֹד:
شهادتهای خود را که عدل است امر فرمودی، و آنها بینهایت امین است.
צִמְּתַתְנִי קִנְאָתִי כִּי שָׁכְחוּ דְבָרֶיךָ צָרָי:
غیرت من مرا میسوزاند، زیرا دشمنانم کلام تو را فراموش کردهاند.
צְרוּפָה אִמְרָתְךָ מְאֹד וְעַבְדְּךָ אֲהֵבָהּ:
کلام تو بسیار پاک است، و بندهٔ تو آن را دوست میدارد.
צָעִיר אָנֹכִי וְנִבְזֶה פִּקֻּדֶיךָ לֹא שָׁכָחְתִּי:
من جوان و خوارم؛ فرمانهای تو را فراموش نکردهام.
צִדְקָתְךָ צֶדֶק לְעוֹלָם וְתוֹרָתְךָ אֱמֶת:
عدالت تو عدالتی ابدی است، و تورات تو حق است.
צַר וּמָצוֹק מְצָאוּנִי מִצְוֹתֶיךָ שַׁעֲשֻׁעָי:
تنگی و اندوه مرا دریافته است؛ فرمانهای تو سرگرمی من است.
צֶדֶק עֵדְוֹתֶיךָ לְעוֹלָם הֲבִינֵנִי וְאֶחְיֶה:
عدالت شهادتهای تو جاودانی است؛ مرا فهم عطا کن تا زنده بمانم.
(פ) קָרָאתִי בְכָל לֵב עֲנֵנִי יְהוָה חֻקֶּיךָ אֶצֹּרָה:
با تمام دل خواندم؛ ای خداوند، مرا اجابت کن؛ فرایض تو را نگاه خواهم داشت.
קְרָאתִיךָ הוֹשִׁיעֵנִי וְאֶשְׁמְרָה עֵדֹתֶיךָ:
تو را خواندم؛ مرا نجات ده و شهادتهای تو را نگاه خواهم داشت.
קִדַּמְתִּי בַנֶּשֶׁף וָאֲשַׁוֵּעָה (לדבריך) לִדְבָרְךָ יִחָלְתִּי:
سحرگاهان، هنگامی که هنوز شب بود، برخاستم و فریاد برآوردم؛ به کلام تو امید بستم.
קִדְּמוּ עֵינַי אַשְׁמֻרוֹת לָשִׂיחַ בְּאִמְרָתֶךָ:
چشمانم پیش از پاسهای شب گشوده شد تا در کلام تو تأمل کنم.
קוֹלִי שִׁמְעָה כְחַסְדֶּךָ יְהוָה כְּמִשְׁפָּטֶךָ חַיֵּנִי:
آواز مرا بر طبق مهربانی خود بشنو؛ ای خداوند، بر طبق عادت خود مرا زنده دار.
קָרְבוּ רֹדְפֵי זִמָּה מִתּוֹרָתְךָ רָחָקוּ:
پیروان شرارت نزدیک شدهاند؛ از تورات تو دور شدهاند.
קָרוֹב אַתָּה יְהוָה וְכָל מִצְוֹתֶיךָ אֱמֶת:
ای خداوند، تو نزدیک هستی، و همهٔ فرمانهای تو حق است.
קֶדֶם יָדַעְתִּי מֵעֵדֹתֶיךָ כִּי לְעוֹלָם יְסַדְתָּם:
از پیش، از شهادتهای تو دانستم که آنها را تا به ابد بنیاد نهادی.
(פ) רְאֵה עָנְיִי וְחַלְּצֵנִי כִּי תוֹרָתְךָ לֹא שָׁכָחְתִּי:
مصیبت مرا ببین و مرا رهایی ده، زیرا تورات تو را فراموش نکردهام.
רִיבָה רִיבִי וּגְאָלֵנִי לְאִמְרָתְךָ חַיֵּנִי:
دعوای مرا اقامه کن و مرا رهایی ده؛ به کلام خود مرا زنده دار.
רָחוֹק מֵרְשָׁעִים יְשׁוּעָה כִּי חֻקֶּיךָ לֹא דָרָשׁוּ:
نجات از شریران دور است، زیرا فرایض تو را نطلبیدند.
רַחֲמֶיךָ רַבִּים יְהוָה כְּמִשְׁפָּטֶיךָ חַיֵּנִי:
ای خداوند، رحمتهای تو فراوان است؛ بر طبق عادت خود مرا زنده دار.
רַבִּים רֹדְפַי וְצָרָי מֵעֵדְוֹתֶיךָ לֹא נָטִיתִי:
تعقیبکنندگان و دشمنانم بسیارند؛ از شهادتهای تو روی نگرداندم.
רָאִיתִי בֹגְדִים וָאֶתְקוֹטָטָה אֲשֶׁר אִמְרָתְךָ לֹא שָׁמָרוּ:
خیانتکاران را دیدم و با ایشان درافتادم، زیرا کلام تو را نگاه نداشتند.
רְאֵה כִּי פִקּוּדֶיךָ אָהָבְתִּי יְהוָה כְּחַסְדְּךָ חַיֵּנִי:
ببین که فرمانهای تو را دوست میدارم، ای خداوند؛ بر طبق مهربانی خود مرا زنده دار.
רֹאשׁ דְּבָרְךָ אֱמֶת וּלְעוֹלָם כָּל מִשְׁפַּט צִדְקֶךָ:
آغاز کلام تو حق است، و هر یک از داوریهای عادلانهٔ تو جاودانی است.
(פ) שָׂרִים רְדָפוּנִי חִנָּם (ומדבריך) וּמִדְּבָרְךָ פָּחַד לִבִּי:
بزرگان مرا بیجهت تعقیب کردند، اما دل من از کلام تو ترسید.
שָׂשׂ אָנֹכִי עַל אִמְרָתֶךָ כְּמוֹצֵא שָׁלָל רָב:
بر کلام تو شادمانم، همچون کسی که غنیمتی بزرگ مییابد.
שֶׁקֶר שָׂנֵאתִי וַאֲתַעֵבָה תּוֹרָתְךָ אָהָבְתִּי:
از دروغ نفرت دارم و آن را مکروه میدارم، اما تورات تو را دوست میدارم.
שֶׁבַע בַּיּוֹם הִלַּלְתִּיךָ עַל מִשְׁפְּטֵי צִדְקֶךָ:
روزی هفت بار تو را به سبب داوریهای عادلانهات میستایم.
שָׁלוֹם רָב לְאֹהֲבֵי תוֹרָתֶךָ וְאֵין לָמוֹ מִכְשׁוֹל:
دوستداران تورات تو را آرامش فراوان است، و هیچ مانعی برایشان نیست.
שִׂבַּרְתִּי לִישׁוּעָתְךָ יְהוָה וּמִצְוֹתֶיךָ עָשִׂיתִי:
به نجات تو امید بستم، ای خداوند، و فرمانهای تو را به جا آوردم.
שָׁמְרָה נַפְשִׁי עֵדֹתֶיךָ וָאֹהֲבֵם מְאֹד:
جان من شهادتهای تو را نگاه داشت، و آنها را بینهایت دوست میدارم.
שָׁמַרְתִּי פִקּוּדֶיךָ וְעֵדֹתֶיךָ כִּי כָל דְּרָכַי נֶגְדֶּךָ:
فرمانها و شهادتهای تو را نگاه داشتم، زیرا همهٔ راههایم در حضور توست.
(פ) תִּקְרַב רִנָּתִי לְפָנֶיךָ יְהוָה כִּדְבָרְךָ הֲבִינֵנִי:
باشد که سرود دعای من به حضور تو نزدیک شود، ای خداوند؛ بر طبق کلام خود مرا فهم عطا کن.
תָּבוֹא תְּחִנָּתִי לְפָנֶיךָ כְּאִמְרָתְךָ הַצִּילֵנִי:
باشد که تضرع من به حضور تو برسد؛ بر طبق کلام خود مرا نجات ده.
תַּבַּעְנָה שְׂפָתַי תְּהִלָּה כִּי תְלַמְּדֵנִי חֻקֶּיךָ:
لبهایم چون فرایض خود را به من بیاموزی، ستایش بر زبان خواهند راند.
תַּעַן לְשׁוֹנִי אִמְרָתֶךָ כִּי כָל מִצְוֹתֶיךָ צֶּדֶק:
زبانم کلام تو را اعلام خواهد کرد، زیرا همهٔ فرمانهای تو عادلانه است.
תְּהִי יָדְךָ לְעָזְרֵנִי כִּי פִקּוּדֶיךָ בָחָרְתִּי:
باشد که دست تو آمادهٔ یاری من باشد، زیرا فرمانهای تو را برگزیدم.
תָּאַבְתִּי לִישׁוּעָתְךָ יְהוָה וְתוֹרָתְךָ שַׁעֲשֻׁעָי:
مشتاق نجات تو بودم، ای خداوند، و تورات تو سرگرمی من است.
תְּחִי נַפְשִׁי וּתְהַלְלֶךָּ וּמִשְׁפָּטֶךָ יַעֲזְרֻנִי:
باشد که جان من زنده بماند و تو را بستاید، و داوریهای تو مرا یاری دهند.
תָּעִיתִי כְּשֶׂה אֹבֵד בַּקֵּשׁ עַבְדֶּךָ כִּי מִצְוֹתֶיךָ לֹא שָׁכָחְתִּי:
همچون برهای گمشده آواره گشتم؛ بندهٔ خود را بجوی، زیرا فرمانهای تو را فراموش نکردم.