לַמְנַצֵּחַ עַל שֹׁשַׁנִּים לִבְנֵי קֹרַח מַשְׂכִּיל שִׁיר יְדִידֹת:
برای رهبر سرود، بر شوشانیم، از پسران قورح، مزموری آموزنده، سرود محبتها.
רָחַשׁ לִבִּי דָּבָר טוֹב אֹמֵר אָנִי מַעֲשַׂי לְמֶלֶךְ לְשׁוֹנִי עֵט סוֹפֵר מָהִיר:
دل من از سخنی نیکو میجوشد؛ میگویم: «کارهای من از آنِ پادشاهی است؛ زبان من قلم نویسندهای ماهر است.»
יָפְיָפִיתָ מִבְּנֵי אָדָם הוּצַק חֵן בְּשִׂפְתוֹתֶיךָ עַל כֵּן בֵּרַכְךָ אֱלֹהִים לְעוֹלָם:
تو از سایر آدمیان زیباتری؛ ملاحت بر لبهای تو ریخته شده است. از این رو خدا تو را تا ابد برکت داد.
חֲגוֹר חַרְבְּךָ עַל יָרֵךְ גִּבּוֹר הוֹדְךָ וַהֲדָרֶךָ:
ای جنگاور، شمشیر را بر ران خود ببند، شکوه و جلال خویش را.
וַהֲדָרְךָ צְלַח רְכַב עַל דְּבַר אֱמֶת וְעַנְוָה צֶדֶק וְתוֹרְךָ נוֹרָאוֹת יְמִינֶךָ:
و این جلال توست که به خاطر راستی و فروتنی پارسایانه پیش خواهی رفت و سوار خواهی شد، و آن تو را خواهد آموخت تا دست راستت کارهای مهیب انجام دهد.
חִצֶּיךָ שְׁנוּנִים עַמִּים תַּחְתֶּיךָ יִפְּלוּ בְּלֵב אוֹיְבֵי הַמֶּלֶךְ:
تیرهای تو تیز شدهاند، امتها زیر تو خواهند افتاد، در دل دشمنان پادشاه.
כִּסְאֲךָ אֱלֹהִים עוֹלָם וָעֶד שֵׁבֶט מִישֹׁר שֵׁבֶט מַלְכוּתֶךָ:
ای داور، تخت تو تا ابدالآباد پایدار است؛ عصای دادگری عصای پادشاهی توست.
אָהַבְתָּ צֶּדֶק וַתִּשְׂנָא רֶשַׁע עַל כֵּן מְשָׁחֲךָ אֱלֹהִים אֱלֹהֶיךָ שֶׁמֶן שָׂשׂוֹן מֵחֲבֵרֶיךָ:
پارسایی را دوست داشتی و شرارت را خوار شمردی؛ از این رو خدا، خدای تو، تو را با روغن شادمانی بیش از همراهانت مسح کرد.
מֹר וַאֲהָלוֹת קְצִיעוֹת כָּל בִּגְדֹתֶיךָ מִן הֵיכְלֵי שֵׁן מִנִּי שִׂמְּחוּךָ:
مُر و عود و سلیخه همه جامههای توست؛ بیش از کاخهای عاج، آنچه از آنِ من است تو را شادمان خواهد ساخت.
בְּנוֹת מְלָכִים בְּיִקְּרוֹתֶיךָ נִצְּבָה שֵׁגַל לִימִינְךָ בְּכֶתֶם אוֹפִיר:
دختران پادشاهان نزد تو خواهند آمد؛ ملکه به دست راست تو با زیورهای زرین اوفیر آراسته خواهد ایستاد.
שִׁמְעִי בַת וּרְאִי וְהַטִּי אָזְנֵךְ וְשִׁכְחִי עַמֵּךְ וּבֵית אָבִיךְ:
ای دختر، گوش فرا ده و ببین و گوش خود را بگردان، و قوم خود و خانه پدرت را فراموش کن.
וְיִתְאָו הַמֶּלֶךְ יָפְיֵךְ כִּי הוּא אֲדֹנַיִךְ וְהִשְׁתַּחֲוִי לוֹ:
و پادشاه مشتاق زیبایی تو خواهد شد، زیرا او سرور توست، پس او را سجده کن.
וּבַת צֹר בְּמִנְחָה פָּנַיִךְ יְחַלּוּ עֲשִׁירֵי עָם:
و دختر صور با هدیه حضور تو را خواهد طلبید، آنان که از ثروتمندترین مردمانند.
כָּל כְּבוּדָּה בַת מֶלֶךְ פְּנִימָה מִמִּשְׁבְּצוֹת זָהָב לְבוּשָׁהּ:
تمام شکوه از آنِ دختر پادشاه است که در اندرون است؛ جامه او از زربفت برتر است.
לִרְקָמוֹת תּוּבַל לַמֶּלֶךְ בְּתוּלוֹת אַחֲרֶיהָ רֵעוֹתֶיהָ מוּבָאוֹת לָךְ:
با جامههای گلدوزیشده نزد پادشاه آورده خواهد شد؛ و باکرگانی که در پی او همراهان اویند نزد تو آورده خواهند شد.
תּוּבַלְנָה בִּשְׂמָחֹת וָגִיל תְּבֹאֶינָה בְּהֵיכַל מֶלֶךְ:
با شادی و وجد آورده خواهند شد؛ به کاخ پادشاه درخواهند آمد.
תַּחַת אֲבֹתֶיךָ יִהְיוּ בָנֶיךָ תְּשִׁיתֵמוֹ לְשָׂרִים בְּכָל הָאָרֶץ:
به جای پدرانت پسرانت خواهند بود؛ آنان را در سراسر زمین به عنوان امیران منصوب خواهی کرد.
אַזְכִּירָה שִׁמְךָ בְּכָל דֹּר וָדֹר עַל כֵּן עַמִּים יְהוֹדֻךָ לְעֹלָם וָעֶד:
نام تو را در هر نسلی یاد خواهم کرد؛ از این رو امتها تو را تا ابدالآباد سپاس خواهند گفت.